طراحی صحنه و لباس

تجربیات من

نورپردازي در صحنه تئاتر عروسكي

نورپردازي در صحنه تئاتر عروسكي

نورپردازي در نمايش عروسكي داراي شرايط ويژه‌اي است و عملكرد نور را مي‌توان در 5 مورد به شرح زير مشخص كرد:

1-       قابل ديد ساختن عروسكها و صحنه

2-       تصوير زمان و مكان (به مثابه يكي از عناصر اصلي)

3-       ايجاد حالت

4-       سه بعدي نشان دادن عروسكها

5-       جهت دادن به مسير توجه تماشاگران.

نور در سه حالت كلي لكه‌اي، افشان و خطي و از مواضع مختلف بالا، پايين، رو به رو، طرفين و پشت و به اندازه‌هاي متفاوت در پنج مورد فوق‌الذكر مورد استفاده قرار مي‌گيرد. نورهاي لكه‌اي: از آنجا كه قدرت تمركز بر نقطه‌اي از صحنه را دارند براي مجزاسازي يك بخش از صحنه يا نشان دادن دو رويداد هم زمان و يا تاكيد بر يك حالت خاص و نظاير آن به كار مي‌روند.

نورهاي افشان: براي روشنايي عمومي به كار برده مي‌شوند و فاقد تاثيرات دراماتيك‌اند.

نورهاي خطي: براي ملايم سازي حاشيه مشخص نورهاي لكه‌اي، زايل نمودن سايه‌ها، ايجاد زمينه آسمان (با چراغهاي آبي) و ايجاد نورهاي سمبليك زمينه به كار برده مي‌شوند.

علي رغم اينكه حالت عمومي نمايش، بافت كلي دكور، رنگهاي به كار رفته در صحنه و سبك اجرايي در كيفيت عاطفي نور موثرند به طور نسبي نورهاي رنگي به معاني دراماتيك زير به كاربرده مي‌شوند:

قرمز = خطر

نارنجي = گرمي و هيجان

رنگ آفتابي = شادماني

سبز تيره = خوف و ترس

آبي تيره = غم و حوادث تراژيك

آبي طاووسي = نحوست و شومي

در صحنه نمايش عروسكي نيز نور به دو نوع گرم و سرد طبقه‌بندي شده است رنگهاي گرمي چون نارنجي و زرد را در نمايشها و صحنه‌هاي كميك و رنگهاي سردي چون آبي را براي نمايش‌ها و صحنه‌هاي تراژيك به كار مي‌گيرند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 21:44  توسط رضا حاجی درویش  | 

رنگ شناسی و تاثیر آن بر اجسام

 

رنگ شناسي و تاثير آن بر احجام

رنگها در هزاران نوع گوناگون به زندگاني افراد بشر تحت هر شرايطي كه باشند، گرمي و تحرك مي‌بخشند و در حقيقت يكي از مهمترين عوامل بازگو كننده احساسات و عواطف دروني انسانها به شمار مي‌روند و عاملي هستند كه حس شادي و غم، تحرك و سكون، آرامش و اضطراب و خواب و هوشياري را بر انسان تحميل مي‌نمايند.

اغلب قوانين و اصول رنگ، براساس نظم و قوانين جاري موجود در عالم طبيعت پي ريزي شده است. پس براي موفقيت در دنياي رنگ، طبيعت بهترين راهنماست طبيعت تركيب موزوني از رنگهاست، از رنگهاي درخشان روي پروانه‌ها تا رنگهاي كدر روي شاخ و بر درختان كهنسال.

رنگهاي اوليه يا اصلي

به آن دسته از رنگها اطلاق مي‌شود كه به خودي خود وجود دارند و از مخلوط كردن رنگهاي ديگر بدست نمي‌آيند و عبارتند از: قرمز، زرد، آبي.

رنگهاي ثانويه

از تركيب دو رنگ اوليه، رنگهاي ثانويه بدست مي‌آيد كه عبارتند از: نارنجي، سبز و بنفش.

 قرمز + زرد =  نارنجي         آبي + زرد= سبز   آبي + قرمز = بنفش

مقدار تركيب دو رنگ اوليه بايد طوري باشد كه رنگ ثانويه بدست آمده كاملا در وسط دو رنگ قرار گيرد و متمايل به يكي از دو رنگ اوليه نباشد، مثلا سبز نبايد به آبي و يا زرد متمايل باشد.

 

 

 

رنگهاي مياني

از تركيب هر رنگي با رنگ همجوارش در چرخ رنگ، يعني تركيب رنگ اوليه با ثانويه رنگهاي مياني بدست مي‌آيد كه عبارتند از: زرد نارنجي، قرمز نارنجي، قرمز بنفش، آبي بنفش، آبي سبز و زرد سبز.

رنگهاي ثالث

از تركيب رنگهاي ثانويه با هم، رنگهاي ثالث بدست مي‌آيد كه عبارتند از:

نارنجي + بنفش = حنايي    سبز + بنفش = زيتوني       سبز + نارنجي = اكر

رنگهاي همجوار يا هم خانواده

در چرخ رنگ، رنگهايي را كه در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند «رنگهاي همجوار يا هم خانواده» مي‌گويند. مثلا رنگ زرد همجوار دو رنگ زرد سبز و زرد نارنجي است.

زرد سبز، زرد، زرد نارنجي

رنگهاي مكمل يا متضاد

در چرخ رنگ، رنگهايي را كه مقابل يكديگر قرار گرفته‌اند رنگهاي مكمل يا متضاد مي‌نامند. مانند زرد و بنفش – نارنجي و آبي – سبز و قرمز – قرمز بنفش – زرد سبز – قرمز نارنجي – آبي سبز و از تركيب دو رنگ مكمل رنگ خاكستري بدست مي‌آيد. رنگهاي مكمل بيشترين تضاد رنگي را دارند و هر رنگي به شدت رنگ ديگر را جلوه گر مي‌نمايد.

 

 

رنگهاي خنثي

از تركيب رنگ سياه و سفيد رنگ‌هاي خاكستري يا خنثي بدست مي‌آيد. رنگ خاكستري با هر رنگي تركيب شود باعث تضعيف رنگ مي‌شود و هر گاه زمينه يك رنگ درخشان باشد آنرا درخشانتر مي‌نماياند.

رنگ سياه يا خاكستري تيره هم از تركيب سه رنگ اوليه بدست مي‌آيد.

قرمز+ آبي + زرد= سياه

لازم به ذكراست كه كم و زياد شدن اين سه رنگ اوليه، خاكستري‌هاي رنگي را موجب مي‌شود مانند قهوه‌اي تيره، سبز تيره، آبي تيره.

بعدهاي رنگ

اصطلاحاتي كه در مورد رنگ بكار مي‌رود عبارتند از:

1- ته رنگ       2- شدت رنگ        3- ارزش رنگ (تناليته)

ته رنگ

ته رنگ نام خاصي است براي هر يك از رنگها، يا به عبارت ديگري مي‌خواهيم روشن كنيم كه رنگ مورد نظر از كداميك از رنگهاي اصلي مشتق شده است مانند:

ته رنگ قرمز، ته رنگ سبز و ...

شدت رنگ

رنگها مي‌توانند درخشنده و شفاف و يا مات و كدر باشند، اين خاصيت را «شدت‌رنگ» مي‌نامند. مانند رنگهاي اوليه كه در حداكثر خلوص ودرخشندگي مي باشند.

با افزودن رنگ سياه، سفيد و خاكستري به هر رنگي شدت آن كاهش يافته ومات‌تر بنظر مي‌آيد.

ارزش رنگ (تناليته)

به طور كلي تيرگي و روشني رنگ را ارزش يا تناليته رنگ مي‌گويند و درجات مختلف يك رنگ از روشن تا تيره‌ترين را ارزش يا تناليته آن رنگ مي‌گويند.

رنگهايي را كه به سفيد نزديكترند «رنگهاي كم مايه‌تر» و آنهايي كه به سياه نزديكترند «رنگهاي پر مايه‌تر» ناميده مي‌شوند.

تضاد رنگ (كنتراست)

تفاوت كاملا مشخص بين دو يا چند رنگ را تضاد (كنتراست رنگي) گويند.

مانند تضاد بين رنگهاي اوليه، تضاد رنگهاي سرد و گرم و نيز تضاد بين سطوح رنگي و غيره.

هارموني يا هماهنگي رنگ

هماهنگ كردن رنگها يعني تلفيق يك رنگ با رنگهاي ديگر و يا تلفيق بين چند رنگ به قصد ايجاد كليتي دلپذير براي روح و روان بيننده.

رنگهاي گرم و سرد

رنگهايي كه احساس گرما را در بيننده ايجاد نمايند رنگهاي گرم و رنگهايي كه احساس سردي را به وجود آورند رنگهاي سرد مي‌گويند. در چرخ رنگ يك طرف آنرا رنگ‌هاي گرم و طرف ديگر را رنگهاي سرد تشكيل مي‌دهد.

رنگهاي گرم عبارتند از: زرد، زرد نارنجي، نارنجي، قرمز نارنجي، قرمز، قرمز بنفش، رنگهاي سرد عبارتند از: زرد سبز، سبز آبي، آبي، آبي بنفش و بنفش.

تاثيرات رواني رنگها

هر رنگ تاثير رواني خاصي برانسان مي‌گذارد. در اينجا فرم و رنگ را با هم تطابق مي‌دهيم، آنگاه ملاحظه خواهيم كرد كه چگونه مفهوم و بيان يكديگر را تقويت مي‌كنند. سه شكل اصلي يعني مربع، مثلث و دايره را با سه رنگ اصلي قرمز، زرد، و آبي نشان خواهيم داد.

مربع

مربع كه در آن دو جوهر اصلي فرم، يعني دو خط افقي و دو خط عمودي است كه همديگر را قطع كرده‌اند و از قسمت طول و درازا برابر هستند. مربع سمبل ماديت است. داراي سنگيني و سختي فراوان مي‌باشد. مربع داراي خصوصياتي است كه مي‌توان آن را با رنگ قرمز موافق دانست و وزن و تاريكي قرمز با زيبايي و سختي مربع برابري مي‌كند.

سمبل حيات و زندگي، رنگ توان و فعاليت بسيار، رنگ عشق، رنگ انقلاب و شورش، رنگ شهادت و رنگ برون گراست.

«قرمزيكي از دوازده رنگ دايره رنگي است كه نه به آبي متمايل است و نه از زردي نشاني دارد. به شدت مي‌درخشد و به آساني تاريك و خاموش نمي‌گردد. رنگي است بسيار انعطاف پذير و به حالات مختلفي در مي‌آيد. به راحتي مي‌توان آن را با آبي يا زرد تركيب نمود و استعداد فراواني براي تغيير مايه‌هاي رنگي دارد.

قرمز نارنجي رنگي تاريك و متراكم است، و حرارت و تابندگي آن، حرارت دروني و باطني است. وقتي رنگ قرمز به قرمز نارنجي مبدل شود، نيرويي آتشين و ملتهب پيدا مي‌كند. رنگ قرمز را همرنگ سياره مريخ مي‌دانند و علامت جهان متلاطم، جنگ و شياطين بوده است.

قرمز نارنجي، تابشي پر شور از عشق، و قرمز ارغواي بر عشق روحاني دلالت مي‌كند. در رنگ ارغواني قدرت روحاني و غير روحاني (دنيوي) با هم متحدند.[1]

مثلث:

«مثلث كه با تقاطع سه خط مورب به وجود آمده در حالي كه حالت جنگجويي و حمله و تعرض را معني مي‌دهد، با رنگ زرد برابر و هم خاصيت است. مشتقات مثلث كه عبارت از لوزي و ذوزنقه و شكل زيگزاگ هستند، داراي وزن و سنگيني خاص بوده و مي‌توانند سمبل انديشه و تفكر باشند و روشني آنها به اندازه رنگ زرد است.»[2]

زرد روشن‌ترين رنگ بين كليه ته رنگها است و زماني كه با رنگهاي خاكستري، سياه، بنفش مخلوط مي‌شود. تمام خصوصياتش را از دست مي‌دهد. زرد تراكمي است از سفيدي قرمز نقطه ختم رنگ زرد است و در آن اثري از زرد وجود ندارد. رنگ نارنجي در حد واسط رنگ قرمز و زرد بوده و تركيبي از اين دو رنگ مي‌باشد. نارنجي نمايشگر تداخل نور و ماده بوده حداكثر گرما را دارد و بعد از رنگ زرد، روشن‌ترين رنگ دايره رنگي است. زرد طلايي رنگي است منور با درخششي ملايم بدون وزن و نامتعادل است. عنوان سمبل آخرت، شگفتي، پادشاهي و سلطنت، نور و خورشيد استفاده شده است.

هاله طلايي كه هيكل مقدسين را منور مي‌ساخت بهترين كاربرد اين رنگ است به طور كلي رنگ زرد، نشان روشني و نور است.»[3]

دايره:

«دايره حركت پايدار و دوراني را در روي سطح نمايش مي‌دهد. با ديدن دايره به انسان حالت سستي دست مي‌دهد، در حالي كه مربع احساس شدت و خشونت را به وجود مي‌آورد. دايره با حركت فرم و صافي كه دارد به عنوان سمبل روح و روان به كار مي‌رود و چينيان قديمي دايره را براي نشان معابد و مربع را نمايش كاخهاي شاهان به كار مي‌بردند.

دايره سمبل خورشيد و نجوم است كه نقطه‌هايي را در وسط آن قرار مي‌دادند. شكل‌هاي منحني، بيضي، تخم مرغي و امواج ... داراي كاراكتر دايره هستند. رنگي كه با دايره و خصوصيات آن برابري مي‌كند رنگ آبي است كه به صورت صاف و شفاف باشد. رنگ آبي ايجاد آرامش مي‌كند و مانند دايره عمق و فضاي معنوي دارد.»[4]

«آبي خالص رنگي است كه نه نشاني از زرد دارد نه اثري از رنگ قرمز. آبي در مقابل قرمز همواره بي‌تحرك و رنگي است ناشكيبا.

از نقطه نظر معنويت، آبي فعال بي‌نظر مي‌آيد و قرمز رو به گرمي مي‌رود.

آبي همواره متوجه درون است به همان اندازه كه قرمز با خون الفت دارد رنگ آبي با اعصاب پيوسته است. آبي، رنگي است پر قدرت در طبيعت و دوران خودنمايي آن فصل زمستان است آبي معني ايمان را مي‌دهد واشاره است به فضاي لايتناهي و روح براي مردم چين، رنگ آبي سمبل جاويد است.

وقتي آبي تاريك مي‌گردد تنزل و سقوط مي‌كندو معني وهم، بيم و ترس، غم واندوه، مرگ و نيستي را به خود مي‌گيرد. اما هميشه نشان دهنده فكري برتر و مافوق طبيعي است و به عالم بالا اشاره مي‌كند.»[5]

سبز

رنگي آرامبخش است رنگ تابستان و سبزيجات، رنگ صلح و صفا، سبز روشن بهار و باروري را تداعي مي‌كند. سبز سير يا يشمي سكوت عميق يك جنگل انبوه كاج را به ياد مي‌آورد. و سبزي كه گرمي و سردي برابر داشته باشد رنگ تعقل تفكر و آرامش خردمندانه است.

نارنجي

رنگ جواني و شادابي، رنگ جشن و سرور و رنگ ميوه‌هاي تازه و رسيده است.

بنفش

رنگي دلفريب و مرموز، رنگ بي‌خبري و شب و در سطوح وسيع حالت ترس را نشان مي‌دهد.

قهوه‌اي

افسردگي رنگ‌هاي پاييزي را منتقل مي‌كند.

قهوه‌اي روشن،‌خرمايي و بژ به وسايل و اشياء حالتي روستايي و چوب گونه مي دهد.

قهوه‌اي سير براي نمايش محصولات چرمي مناسب است.

 

 

سفيد

سمبل پاكي، بي‌گناهي و صلح است. همچنين نشانه‌اي براي مراكز بهداشتي بيمارستانها و زمستان است.

سياه

رنگ شب، جادو و رنگي وزين و مستحكم است.




[1]  جوهانز، ايتن، كتاب رنگ، محمد حسين حليمي، چاپ دوم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1367، ص 214.

[2]  جوهانز، ايتن، كتاب رنگ، محمد حسين حليمي، چاپ دوم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1367، ص 192.

[3] همان ص 210

[4] جوهانز، ايتن، كتاب رنگ، محمد حسين حليمي، چاپ دوم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1367، ص 191.

[5] جوهانز، ايتن، كتاب رنگ، محمد حسين حليمي، چاپ دوم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1367، ص 216.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 22:41  توسط رضا حاجی درویش  | 

اصول استفاده از رنگها در طراحی لباس

اصول استفاده از رنگها در طراحی لباس


در ایران، هر چقدر دلتان بخواهد خیاط داریم و هر کسی برای خودش خیاط آشنایی دارد که هرازچندگاهی چند دست لباس برایش میدوزد، جالب است بدانید که در کشورهای اروپایی مانند انگلیس، عکس آن است. آنجا طراحان لباس زیادی در جامعه حضور دارند ولی کمتر کسی فکر رفتن به خیاطی را به ذهن خود راه میدهد چون این کارها در آن کشورها هزینه زیادی برمیدارد. در کشورهای اروپایی کسی مانند ما عادت ندارد برای یک مهمانی به بورس پارچه فروشیها سر بزند و لباس دلخواهش را بدوزد.

بنابراین حالا که از این نظر حسابی دستمان باز است، بد نیست علم انتخاب رنگ در طراحی لباس را یاد بگیریم. در این صورت در لباسهایتان بیش از پیش خواهید درخشید.

● چشم نوازتر شوید

انتخاب رنگهای مناسب برای لباس چیزی فراتر از سلیقه شخصی است. ممکن است متخصص طراحی لباس، ترکیب نارنجی و فیروزهای را برای لباس بپسندد ولی پسند دیگران احتمالا چیزی دیگر است. چون متخصص طراحی لباس با آشنایی از رنگها، رنگهایی را کنار هم میچیند که با هم هماهنگ باشند. هماهنگی در رنگ لباسهایی که انتخاب میکنید مانند هماهنگی در نتهای موسیقی است. همانطور که هماهنگی در نتهای موسیقی میتواند آهنگی گوش نواز بیافریند، هماهنگی در رنگبندی لباس میتواند شما را چشمنوازتر نشان دهد.

● از دایره رنگ کمک بگیرید

دایره رنگ، دایره مشهوری است که رنگها در آن با اصول ویژهای چیده شدهاند. اگر شما اصول استفاده از این دایره رنگ را در طراحی لباس یاد بگیرید میتوانید لباسهایتان را با استفاده از الگوهایی که این دایره رنگ در اختیارتان قرار میدهد، ست کنید و جذابتر بهنظر بیایید.

● رنگهای مشابه

در جهت عقربه های ساعت رنگهای مشابه در کنار هم قرار میگیرند. برای مثال، قرمز و نارنجی و یا زرد و سبز روشن و یا سبز سیر و یشمی، شما میتوانید این ترکیبات را برای لباسهایتان انتخاب کنید و بسیار برازندهتر به نظر بیایید.

● رنگهای متضاد

میان هر رنگ و رنگ متضاد آن سه رنگ فاصله است. برای مثال، قرمز و سبز سیر یا نارنجی و یشمی، یا سبز روشن و بنفش. رنگهای متضاد شما را پررنگتر به نظر میرسانند و قدرت رنگهای لباسهایتان را بیشتر نشان میدهد. میتوانید رنگ روسری و مانتو و یا بلوز و دامنتان را متضاد انتخاب کنید.

● رنگهای مکمل

چنین رنگهایی در دایره رنگ درست در مقابل هم قرار میگیرند مانند قرمز و سبز، نارنجی و آبی و یا زرد و بنفش روشن یا سبز روشن و بنفش سیر.

● رنگهای گرم و سرد روشن یا تیره

بسیار عالی است که شما از ترکیب رنگها در طراحی لباستان استفاده کنید. انتخاب رنگهای گرم و یا سرد، زنده یا کدر و مرده و یا روشن و یا تیره میتواند چهره شما را در لباستان بسیار متفاوت جلوه دهد:

▪ رنگهای گرم و سرد: قرمز، نارنجی، زرد، صورتی، قهوهای را رنگهای گرم میدانند. این رنگها در لباس توجه برانگیزند. رنگ گرم خودنما است و احساسات را برمی انگیزد. ترکیب رنگهای گرم در کنار هم در سر تا پای شما، شما را جسور و غنی و زنده جلوه میدهد. پوشیدن این رنگها را به دختر خانم های جوان در مهمانیهای دخترانه پیشنهاد میکنیم. برعکس طیف سبز تا بنفش که شامل آبی و سایه خاکستری است، رنگهای سردند. مجموعهای از رنگهای سرد احساس منفی را منتقل میکند ولی همیشه هم اینطور نیست. مجموعهای از رنگهای سبز و آبی گاه احساس پاکیزگی را تداعی میکند.

▪ رنگهای زنده و مرده: اگر شما گروهی از رنگهای زنده را چه گرم و چه سرد در کنار هم به کار ببرید، مانند این است که عدهای آدم جدی در محفلی همه با هم و درباره مطلب واحدی جر و بحث میکنند. کاربرد این رنگها در لباس بچه ها سلامت و شادابی آنها را نشان میدهد. رنگهای مرده را حتما در کنار یک رنگ زنده به کار ببرید تا تاثیر مطمئن تری بگذارند.

▪ رنگهای روشن و رنگهای تیره: رنگهای ملایم در طراحی لباس خانم ها، شخصیت ملایمتری را نشان میدهند. برعکس رنگهای روشن، رنگهای تیره مانند قرمز تیره، ارغوانی تیره، سبز تیره، آبی تیره، احساسی از بزرگی و قدرت را منتقل میکند که مناسب پوشاک مردانه و لباسهای رسمی است.

● استفاده از رنگها در طراحی لباس

خیلی ها چون رنگ ویژهای را دوست دارند بیشتر لباسهایشان را در آن مایه انتخاب میکنند ولی بد نیست اثر هر یک از رنگها را بشناسید، شاید نظرتان این بار که به خرید رفتید درباره رنگ لباسهایی که میخرید تغییر کرد:

▪ قرمز: قرمز رنگ پر شور و نشاطی است. رنگ قلب و زبانههای آتش. قرمز نگاه را به طرف خود میکشاند. استفاده از رنگ قرمز برای پیراهن و رنگ سفید برای دامن شما را با نشاط تر و زنده تر جلوه میدهد. قرمز رنگ جوانی است و نوجوانان و جوانان میتوانند لباسها و حتی کفش و کیف خود را در این مایه برگزینند.

▪ زرد: زرد رنگ اخطار است ولی نشانه توجه و شادمانی نیز هست. رنگ آفتاب و گل نرگس. فراموش نکنید اگر لباسهایی به رنگ زرد و خیلی درخشنده انتخاب میکنید، موجب خستگی چشم میشود. رنگهای لیمویی بهتر از رنگ زرد برای لباس جلوه دارند. اگر شما روسری زرد را انتخاب کردهاید، میتوانید آن را با مانتویی مشکی ست کنید تا زیباتر شود.

▪ سبز: سبز رنگ آرامش و درختان است. سبز بهار و طراوت را در ذهن تداعی میکند. شما میتوانید گردنبندهای سبز را با کیف و یا کفش در این مایه ست کنید و بدرخشید.

▪ آبی: آبی رنگ آسمان و دریاست. لباسهای آبی هم مانند لباسهای سبز آرامش را القاء میکنند. اگر شما یک پیراهن یا روسری آبی روشن بپوشید، جوان و پرانرژی به نظر میآیید، به همین دلیل است که از این رنگ در طراحی لباسهای ورزشی زیاد استفاده میشود. آبی سیر نشانه وقار است بنابراین گوشوارهها و گردنبندهایی از این رنگ شما را سنگینتر جلوه میدهد. آبی نشانه نظافت و پاکیزگی نیز هست، به همین دلیل است که بسیاری از دندانپزشکان و کادر بهداشتی از این رنگ در لباسهایشان استفاده میکنند.

▪ بنفش: بنفش رنگ دلفریبی است که از دیرباز رنگ ملکه ها بوده است. بنفش ملایم در لباسهای مهمانی و یا به عنوان روسری شما را رازگونه و جذاب نشان خواهد داد.

▪ قهوه ای: قهوه ای رنگ رسمی به شما میرود، به ویژه اگر اشیا و لباسهای چرمی را در رنگ اصلی خود که قهوهای است برگزینید، بسیار شیک و رسمی به نظر خواهید رسید. رنگ قهوهای برای محل کار و مکانهای رسمی عالی است.

▪ سفید: سفید سمبل پاکی و بیگناهی و صلح است. قدرت سفید را به عنوان یک رنگ کمکی دستکم نگیرید. آقایان اگر یک شلوار سفید و خانمها اگر یک مانتو سفید در کمد لباسشان داشته باشند میتوانند به راحتی آن را با هر پیراهن و روسری ست کنند.

▪ سیاه: سیاه رنگ شب و عزاست. ظاهر وزین رنگ سیاه آن را محبوب هنرپیشه ها و سیاستمداران ساخته است. اگر میل دارید که در یک مهمانی رسمی تر و به نظر بیایید، لباسهایی بپوشید که از رنگ سیاه در آن استفاده شده است. رنگ سیاه شما را لاغرتر نشان میدهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 23:5  توسط رضا حاجی درویش  | 

آفتهای طراحی صحنه و لباس در تلویزیون

آفتهای طراحی صحنه و لباس در تلویزیون


طراحی صحنه و لباس هر کدام به تنهایی هنری مستقل از زیر مجموعه هنرهای تجسمی محسوب میشوند که در عین حال از هنرهایی چون نقاشی، مجسمه سازی، معماری، گرافیک و... نیز بی نیاز نیستند.

این هنرها از آن رو که کاربردی هستند و قرار است نیازهای متنوعی به جز نیازیهای معنوی و ذوق هنری مخاطبان را پاسخ بدهند، در هر شرایط و برای هر مدیومی، تعاریف مختلف و متعددی پیدا میکنند. بنابراین وقتی صحبت از طراحی صحنه و لباس در تلویزیون میشود، تعریف ویژهای از این هنر مدنظر قرار میگیرد که قرار است به نتیجه های خاص منجر شود. طراحی صحنه و لباس در تلویزیون و مخصوصا برنامه های نمایشی آن، طراحی بستری مناسب برای ارائه باور پذیر یک اتفاق یا داستان است.

این طراحی ممکن است متناسب با نوع برنامه نمایشی، لزوما رئال نباشد اما در هر صورت بستر رویداد است و باید ویژگیهای لازم برای پذیرفته شدن از سوی مخاطب را داشته باشد و پذیرفته شدن از سوی مخاطب اتفاقی نیست که به سادگی رخ دهد. مخاطب امروز تلویزیون، در مقایسه با حتی ۲۵ سال گذشته هم بسیار حرفهای و در نتیجه متوقع شده است! افزایش تعداد تولیدات نمایشی سیما، دسترسی به برنامه های تلویزیونی متنوع، گسترش سینما و تولیدات متنوع نمایشی از مخاطب تلویزیون، متخصصینی ساخته که اگر توانایی ارائه تحلیلهای کارشناسانه را نداشته باشند، به راحتی میتوانند قابلیتهای هر اثری را تشخیص بدهند و در نتیجه آن را بپذیرند یا رد کنند.

● روح طراحی صحنه و لباس

اگر چه در مقایسه با سالهایی که بازیگران از لباسهای شخصی خود استفاده میکردند و لوکیشنها بدون طراحی به عنوان بستر داستان مورد استفاده قرار میگرفتند، طراحی صحنه و لباس در تلویزیون ما رشد چشمگیری داشته است، اما همچنان مشکلاتی، فضاسازی سریالهای تلویزیونی را تحت تأثیر قرار میدهند. متأسفانه کمتر صحنه پردازی و نوع پوشش بازیگران یک سریال گویای روح حاکم بر مجموعه سریال به عنوان یک اثر هنری است.

در طراحی صحنه و لباس سریالهایی که راوی داستانهای معاصر هستند، تنها ابتدایی ترین مولفه ها مدنظر قرار میگیرد؛ مولفه هایی مانند اینکه شخصیتها متعلق به چه جایگاه اجتماعی هستند، در کدام شهر یا کدام نقطه از شهر زندگی میکنند و مواردی از این دست. کمتر دیده ایم روحیه و دیدگاههای یک شخصیت در نوع لباسی که برایش طراحی میشود و یا نوع آرایش خانه یا محل کارش دخیل شده باشد.

البته این مورد شاید بیش از هر چیز با عدم پرداخت دقیق و درست شخصیتها در بیشتر سریالهای تلویزیون ما مربوط باشد. بهعنوان نمونه در یک سریال پر بیننده تمام شخصیتهای زن با وجود تعریف و پرداختی متفاوت و متناقض، همه سارافون میپوشند! یا همه شخصیتهای مرد فلان سریال دیگر، اصرار دارند که کت و شلوار به تن کنند حتی وقتی میروند از سوپر سر کوچه ماست بخرند! از طرفی بدیهی است که طراح صحنه یا لباس، یک نقاش یا مجسمه ساز نیست که حس شخصی خود را در اثرش به نمایش بگذارد، اما از طرفی هم نمیتوان توقع داشت بیتوجه به مقوله هنر تنها با الهام از جامعه یا بستر زمانی داستان دست به کار طراحی شود.

یک طراح صحنه یا لباس باید بتواند ضمن رعایت همه اصول و وفاداری به واقعیتهای موجود، ظریف و هنرمندانه دستی به کل اثر ببرد و هارمونی متناسب را در کارش ایجاد کند. طراحان صحنه و لباس ممکن است اصول اولیه کارشناسان را خوب بدانند، مدیوم تلویزیون را بشناسند، از سبکها و شیوه های نمایشی شناخت کامل داشته باشند و در کل بدانند بستری که اتفاق و داستان سریال در آن رخ میدهد چه بستری است و همچنین، بستر رسانهای که قرار است آن را به نمایش بگذارد حائز چه ویژگیهایی است، اما گاهی بیتوجهی به نکاتی ساده، سطح کار طراحان صحنه و لباس را در حدی صرفا قابل قبول نگاه میدارد و از بروز نتیجه های فوقالعاده جلوگیری میکند.

● طراح تصمیم گیر

طرحهای تلویزیونی در سادهترین اشکالها هم با همکاری متخصصانی متعدد به انجام میرسند و یکی از مؤثرترین راهکارها برای ارائه اثری موفق از همه جهات، ایجاد هماهنگی بین این متخصصان است. تجربه نشان داده که وقتی نویسنده و کارگردان با هم در تعامل باشند، بازیگر خیلی پیشتر از آنکه بخواهد جلوی دوربین قرار بگیرد، در جریان کار قرار میگیرد و سایر عوامل در تامل و هماهنگی کامل به وظایف خود عمل میکنند و نتیجه طرح به مراتب بهتر خواهد بود.

این هماهنگی بایستی بین طراحان نور، صدا، صحنه، لباس و... هم ایجاد شود تا تاثیرات مطلوب خود را بگذارد. در طرحهای کوچکتر میتوان این هماهنگی را با برنامه ریزی و زمان بندی مناسب ایجاد کرد اما در طرحهای بزرگتر لازم است فردی به عنوان طراح هنری، مدیریت و هدایت طراحان مختلف را برعهده داشته باشد. خوشبختانه این اتفاق در مورد برخی سریالها بهخصوص سریالهای تاریخی رخ داده است اما در حد تجربیاتی پراکنده بوده که باید به یک روند متداول بدل شود.

● یک تیر برای نشانهای پیاپی

اما همه آنچه به عنوان آفت ممکن است هنر طراحی صحنه و لباس را در تلویزیون کشور ما دچار مسئله کند، به طراحان صحنه و لباس ما مربوط نمیشود و بدیهی است که پارامترهای متفاوتی در این امر دخیلند؛ کمبود بودجه و شتابزدگی در تولید مهمترین مسائل مبتلا به حوزه های مختلف تولید سریال از جمله طراحی صحنه و لباس هستند. اما بسیاری مواقع از هیچکدام از این نقیصه ها راه فراری نیست.

بدیهی است که گاه به دلایلی لازم است سریال یا برنامهای تلویزیونی در کوتاهترین زمان تولید شود یا اینکه همیشه و در هر طرحی سقف بودجه محدود است و خیلی وقتها چارهای نیست جز اتمام طرح با همان بودجه محدود. در این صورت این مدیران و برنامه ریزان تلویزیون هستند که کارشان را به درستی انجام نداده اند چرا که پیشبینی قابل قبولی برای چنین شرایطی نداشته و ندارند. با وجود تکرار چندباره چنین مشکلاتی، هرگز مدیران سازمان به فکر میانبرها یا کاتالیزورهای مناسب نبودهاند.

یکی از این نوع کاتالیزورها در زمینه طراحی صحنه و لباس، ایجاد بانک است. هرگز تجربیات قبلی در این دو مورد جمع آوری نشده، اطلاعاتی درباره طراحی صحنه و لباس در دورههای مختلف تاریخی به تفکیک زمان و موقعیت جغرافیایی جمع آوری نشده است، حفاظت و نگهداری از دکورها و لباسهای سریالهای قبلی با برنامه ریزی و هدفمند انجام نشده است و روی هم رفته در هر طرحی چه معاصر و چه تاریخی ناچار به دوباره کاری است و برای این دوباره کاریها هم بودجه و همزمان است که حیف میشود. در حقیقت این مدیران سازمان صدا و سیما هستند که باید در سیاست گذاریهای کلان خود به چنین مقولاتی بیندیشند و برای آن تصمیمات اجرایی بگیرند.

تردیدی نیست با برنامه ریزیهای دقیق و هدفمند اتفاقهای خجستهای در زمینه طراحی صحنه و لباس رخ میدهد: شرایط کار آسانتر خواهد شد و در نتیجه بسیاری از هنرمندان صاحب نام این حوزه ها بیشتر فعالیت خود را به تلویزیون معطوف میکنند و در نهایت کیفیت سریالها و برنامه های نمایشی بهتر خواهد شد و همچنین اتمام طرحها در کوتاهترین زمان ممکن به صرفه اقتصادی هم منجر میشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 22:43  توسط رضا حاجی درویش  | 

رنگ شناسي و تاثير آن بر احجام

رنگ شناسي و تاثير آن بر احجام

رنگها در هزاران نوع گوناگون به زندگاني افراد بشر تحت هر شرايطي كه باشند، گرمي و تحرك مي‌بخشند و در حقيقت يكي از مهمترين عوامل بازگو كننده احساسات و عواطف دروني انسانها به شمار مي‌روند و عاملي هستند كه حس شادي و غم، تحرك و سكون، آرامش و اضطراب و خواب و هوشياري را بر انسان تحميل مي‌نمايند.

اغلب قوانين و اصول رنگ، براساس نظم و قوانين جاري موجود در عالم طبيعت پي ريزي شده است. پس براي موفقيت در دنياي رنگ، طبيعت بهترين راهنماست طبيعت تركيب موزوني از رنگهاست، از رنگهاي درخشان روي پروانه‌ها تا رنگهاي كدر روي شاخ و بر درختان كهنسال.

رنگهاي اوليه يا اصلي

به آن دسته از رنگها اطلاق مي‌شود كه به خودي خود وجود دارند و از مخلوط كردن رنگهاي ديگر بدست نمي‌آيند و عبارتند از: قرمز، زرد، آبي.

رنگهاي ثانويه

از تركيب دو رنگ اوليه، رنگهاي ثانويه بدست مي‌آيد كه عبارتند از: نارنجي، سبز و بنفش.

 قرمز + زرد =  نارنجي         آبي + زرد= سبز   آبي + قرمز = بنفش

مقدار تركيب دو رنگ اوليه بايد طوري باشد كه رنگ ثانويه بدست آمده كاملا در وسط دو رنگ قرار گيرد و متمايل به يكي از دو رنگ اوليه نباشد، مثلا سبز نبايد به آبي و يا زرد متمايل باشد.

 

 

 

رنگهاي مياني

از تركيب هر رنگي با رنگ همجوارش در چرخ رنگ، يعني تركيب رنگ اوليه با ثانويه رنگهاي مياني بدست مي‌آيد كه عبارتند از: زرد نارنجي، قرمز نارنجي، قرمز بنفش، آبي بنفش، آبي سبز و زرد سبز.

رنگهاي ثالث

از تركيب رنگهاي ثانويه با هم، رنگهاي ثالث بدست مي‌آيد كه عبارتند از:

نارنجي + بنفش = حنايي    سبز + بنفش = زيتوني       سبز + نارنجي = اكر

رنگهاي همجوار يا هم خانواده

در چرخ رنگ، رنگهايي را كه در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند «رنگهاي همجوار يا هم خانواده» مي‌گويند. مثلا رنگ زرد همجوار دو رنگ زرد سبز و زرد نارنجي است.

زرد سبز، زرد، زرد نارنجي

رنگهاي مكمل يا متضاد

در چرخ رنگ، رنگهايي را كه مقابل يكديگر قرار گرفته‌اند رنگهاي مكمل يا متضاد مي‌نامند. مانند زرد و بنفش – نارنجي و آبي – سبز و قرمز – قرمز بنفش – زرد سبز – قرمز نارنجي – آبي سبز و از تركيب دو رنگ مكمل رنگ خاكستري بدست مي‌آيد. رنگهاي مكمل بيشترين تضاد رنگي را دارند و هر رنگي به شدت رنگ ديگر را جلوه گر مي‌نمايد.

 

 

رنگهاي خنثي

از تركيب رنگ سياه و سفيد رنگ‌هاي خاكستري يا خنثي بدست مي‌آيد. رنگ خاكستري با هر رنگي تركيب شود باعث تضعيف رنگ مي‌شود و هر گاه زمينه يك رنگ درخشان باشد آنرا درخشانتر مي‌نماياند.

رنگ سياه يا خاكستري تيره هم از تركيب سه رنگ اوليه بدست مي‌آيد.

قرمز+ آبي + زرد= سياه

لازم به ذكراست كه كم و زياد شدن اين سه رنگ اوليه، خاكستري‌هاي رنگي را موجب مي‌شود مانند قهوه‌اي تيره، سبز تيره، آبي تيره.

بعدهاي رنگ

اصطلاحاتي كه در مورد رنگ بكار مي‌رود عبارتند از:

1- ته رنگ       2- شدت رنگ       3- ارزش رنگ (تناليته)

ته رنگ

ته رنگ نام خاصي است براي هر يك از رنگها، يا به عبارت ديگري مي‌خواهيم روشن كنيم كه رنگ مورد نظر از كداميك از رنگهاي اصلي مشتق شده است مانند:

ته رنگ قرمز، ته رنگ سبز و ...

شدت رنگ

رنگها مي‌توانند درخشنده و شفاف و يا مات و كدر باشند، اين خاصيت را «شدت‌رنگ» مي‌نامند. مانند رنگهاي اوليه كه در حداكثر خلوص ودرخشندگي مي باشند.

با افزودن رنگ سياه، سفيد و خاكستري به هر رنگي شدت آن كاهش يافته ومات‌تر بنظر مي‌آيد.

ارزش رنگ (تناليته)

به طور كلي تيرگي و روشني رنگ را ارزش يا تناليته رنگ مي‌گويند و درجات مختلف يك رنگ از روشن تا تيره‌ترين را ارزش يا تناليته آن رنگ مي‌گويند.

رنگهايي را كه به سفيد نزديكترند «رنگهاي كم مايه‌تر» و آنهايي كه به سياه نزديكترند «رنگهاي پر مايه‌تر» ناميده مي‌شوند.

تضاد رنگ (كنتراست)

تفاوت كاملا مشخص بين دو يا چند رنگ را تضاد (كنتراست رنگي) گويند.

مانند تضاد بين رنگهاي اوليه، تضاد رنگهاي سرد و گرم و نيز تضاد بين سطوح رنگي و غيره.

هارموني يا هماهنگي رنگ

هماهنگ كردن رنگها يعني تلفيق يك رنگ با رنگهاي ديگر و يا تلفيق بين چند رنگ به قصد ايجاد كليتي دلپذير براي روح و روان بيننده.

رنگهاي گرم و سرد

رنگهايي كه احساس گرما را در بيننده ايجاد نمايند رنگهاي گرم و رنگهايي كه احساس سردي را به وجود آورند رنگهاي سرد مي‌گويند. در چرخ رنگ يك طرف آنرا رنگ‌هاي گرم و طرف ديگر را رنگهاي سرد تشكيل مي‌دهد.

رنگهاي گرم عبارتند از: زرد، زرد نارنجي، نارنجي، قرمز نارنجي، قرمز، قرمز بنفش، رنگهاي سرد عبارتند از: زرد سبز، سبز آبي، آبي، آبي بنفش و بنفش.

تاثيرات رواني رنگها

هر رنگ تاثير رواني خاصي برانسان مي‌گذارد. در اينجا فرم و رنگ را با هم تطابق مي‌دهيم، آنگاه ملاحظه خواهيم كرد كه چگونه مفهوم و بيان يكديگر را تقويت مي‌كنند. سه شكل اصلي يعني مربع، مثلث و دايره را با سه رنگ اصلي قرمز، زرد، و آبي نشان خواهيم داد.

مربع

مربع كه در آن دو جوهر اصلي فرم، يعني دو خط افقي و دو خط عمودي است كه همديگر را قطع كرده‌اند و از قسمت طول و درازا برابر هستند. مربع سمبل ماديت است. داراي سنگيني و سختي فراوان مي‌باشد. مربع داراي خصوصياتي است كه مي‌توان آن را با رنگ قرمز موافق دانست و وزن و تاريكي قرمز با زيبايي و سختي مربع برابري مي‌كند.

سمبل حيات و زندگي، رنگ توان و فعاليت بسيار، رنگ عشق، رنگ انقلاب و شورش، رنگ شهادت و رنگ برون گراست.

«قرمزيكي از دوازده رنگ دايره رنگي است كه نه به آبي متمايل است و نه از زردي نشاني دارد. به شدت مي‌درخشد و به آساني تاريك و خاموش نمي‌گردد. رنگي است بسيار انعطاف پذير و به حالات مختلفي در مي‌آيد. به راحتي مي‌توان آن را با آبي يا زرد تركيب نمود و استعداد فراواني براي تغيير مايه‌هاي رنگي دارد.

قرمز نارنجي رنگي تاريك و متراكم است، و حرارت و تابندگي آن، حرارت دروني و باطني است. وقتي رنگ قرمز به قرمز نارنجي مبدل شود، نيرويي آتشين و ملتهب پيدا مي‌كند. رنگ قرمز را همرنگ سياره مريخ مي‌دانند و علامت جهان متلاطم، جنگ و شياطين بوده است.

قرمز نارنجي، تابشي پر شور از عشق، و قرمز ارغواي بر عشق روحاني دلالت مي‌كند. در رنگ ارغواني قدرت روحاني و غير روحاني (دنيوي) با هم متحدند.[1]



[1]  جوهانز، ايتن، كتاب رنگ، محمد حسين حليمي، چاپ دوم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1367، ص 214.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 23:34  توسط رضا حاجی درویش  | 

معلم: «آل» فیلمی متكی به ژانر است.

خبر گزاری فارس 88/11/06

 

معلم: «آل» فیلمی متكی به ژانر است.

تهیه‌كننده فیلم «آل» گفت: فیلم «آل» متكی به جمله‌هایی نیست كه به قول دوستان به این و ‌آن بزند و بیشتر، فیلمی مبتنی به ژانر سینما است و در آن، سعی شده تا در قالب یك تریلر ترسناك، حرف‌های جدیدی عنوان شود.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست رسانه‌ای فیلم سینمایی «آل» پس از آنكه نشست‌های متعددی در طی برگزاری جشنواره در سینمای رسانه‌ها لغو شده بود باحضور عوامل این فیلم و به احترام اهالی مطبوعات در برج میلاد برگزار شد. بر اساس این گزارش، بهرام بهرامیان كارگردان «آل» در ابتدا با تشریح چگونگی شكل‌گیری داستان این فیلم، اظهار داشت: این فیلمنامه حدود 16 تا 17 بار بازنویسی شد. چندین بار توسط «بهرام عظیمی» فیلمنامه‌نویس كار و چند بار توسط خودم. چند بار توسط «علی معلم» و در نهایت توسط «امیر پوریا» بازنویسی نهایی شد.

وی ادامه داد: «آل» فیلم بسیار سختی بود كه بعد از اتمام فیلمنامه عوامل كار انتخاب شدند و همه عوامل با جان و دل كار كردند و در نهایت محصولی كه دیده شد حاصل یك كار جمعی است كه خوی فیلم را مرهون «علی معلم» می‌دانم.
تهیه كننده خوبی كه در تمام مدت كار من را تحمل كرد و در نهایت گروه نویسندگانی كه بارها و بارها متن را از ابتدا بازنویسی كردند و بازیگران كار با وجود آن كه فیلم بسیار سختی بود و در شرایط بسیار سخت آن هم در كشور غریب ساخته شد با جان ودل در خدمت كار بودند و از همه عوامل تشكر می‌كنم.
در ادامه این نشست، «علی معلم» تهیه كننده فیلم سینمایی «آل» در خصوص چگونگی تولید این اثر گفت: سینما یك كار گروهی است كه هیچ وقت نمی‌تواند بگوید خودش نقطه اول و آخر یك فیلم است و می‌خواهم همه دوستان را دعوت كنم به این كه توجه كنند كه سینما یك كار گروهی است و «آل» نیز تلاش كرد از همه امكانات بهره ببرد.
معلم در ادامه با تقسیم‌بندی فیلم‌های سینمای ایرانی به سه دسته متفاوت اظهار داشت: اصولا سه نوع در سینمای ایران وجود دارد. دسته اول فیلم‌هایی حرف‌های مهم هستند و بیشترین توجه را در میان مطبوعات و رسانه‌ها همین حرف‌ها جلب می‌كند. دسته دوم متعلق به سینمایی است كه جریان تولید بر آن حاكم است و معمولا پایین‌ترین سطح از مخاطب را در نظر می‌گیرند و دسته سوم سینمای بدنه و یا جریان اصلی است كه متأسفانه در این سال‌های اخیر بسیار تضعیف شده است كه از دلایل آن، برخوردهای مسئولان و مطبوعات است. این فیلم‌ها قابلیت دیده و شنیده شدن در سالن سینما را دارد.

وی اظهار داشت: فكر می‌كنم «آل» فیلمی متعلق به سینمای بدنه است كه داستان در آن آنقدر كه تصویر و صدا اهمیت دارد، دارای اهمیت نیست و در واقع این فیلم متكی به جمله‌هایی نیست كه به قول دوستان به این و ‌آن بزند و بیشتر، فیلمی مبتنی به ژانر سینما است و در آن، سعی شده تا در قالب یك تریلر ترسناك، حرف‌های جدیدی عنوان شود. معلم در ادامه افزود: این فیلم مطمئنا كار دشواری به لحاظ تصویرپردازی برای كارگردان بود و فكر می‌كنم تجربه‌ای بود كه تاكنون سینمای ایران آن را تجربه نكرده بود كه یك گروه 47 نفره دو ماه در یك كشور غریب سپری كنند. در نهایت «آل» كاری جمعی بود و امیدوارم حاصل دسترنج همه دوستان در آن دیده شده باشد. «مصطفی زمانی» بازیگر نقش اول این فیلم نیز در ادامه این نشست، اظهار داشت: «آل» اولین تجربه من در سینما بعد از مجموعه یوسف پیامبر(ص) بود و با كارگردانی بهرام بهرامیان، توانستم لحظاتی را كه در فیلم دیده شد، صحنه به صحنه جلو ببرم.

به گزارش فارس، «آنا نعمتی» یكی دیگر از بازیگران این فیلم بود كه در ادامه بیان داشت: خیلی خوشحالم كه توانستم موقعیت بازی در یك فیلم متفاوت و با كارگردانی متفاوت را داشته باشم. نعمتی افزود: در حال حاضر، بعد از دیدن فیلم، هیجان دیدن «آل» برایم آنقدر زیاد است كه اگر بخواهم برگردم به عقب، تنها می‌توانم بگویم تفاوت شخصیت الهه برایم جذاب بود و از ایفای چنین نقشی، خیلی خوشحال هستم. «همایون ارشادی» دیگر بازیگر «آل» كه در نشست این فیلم حضور داشت، گفت: ما مشكلات زیادی را در طول كار داشتیم.
من به دلیل این كه سواد سینمایی‌‌ام بالا نیست، خیلی راجع به فیلم حرف نمی‌زنم اما تنها می‌توانم بگویم كه «آل» تجربه‌ای جدید در سینمای ایران است. «بهرام عظیمی» نویسنده فیلمنامه «آل» نیز در ادامه این نشست، بیان داشت: زمانی كه این فیلم را می‌دیدم، باورم نمی‌شد بر اساس قصه‌ای كه از 20 سال پیش در ذهنم وجود داشت، داستانی بنویسم كه فیلمی از روی آن ساخته شود.
وی ادامه داد: من از همان دوران كودكی، میان دوستانم به دو مورد مشهور بودم، ترسو بودن و دلقك بودن!‌ كه از وجه دلقكی و طنازی خودم برای ساخت فیلم‌های انیمیشن و خنداندن مردم استفاده كردم و سعی كردم با استفاده از جبر فرهنگ مردم آنها را بخندانم و در «آل» نیز سعی كردم با استفاده از همین جبر، مردم را بترسانم. عظیمی خاطرنشان كرد: سال‌ها پیش با دیدن فیلم سینمایی «شب بیست و نهم» تحت تأثیر قرار گرفتم.

«آل» یك قصه كوتاه بیست دقیقه‌ای بود كه آن را سه سال پیش نوشتم كه در ابتدا قصد داشتم آن را به صورت انیمیشن و سه‌بعدی كار كنم كه به همین منظور به «علی معلم» مراجعه كردم، اما ایشان بعد از یك هفته تماس گرفتند و به من پیشنهاد دادند كه فیلمنامه‌ای بلند بر اساس این قصه نوشته شود. فیلمنامه نویس «آل» در ادامه تصریح كرد: برای ما بسیار سخت بود كه بگوییم بخواهیم «آل» واقعا وجود دارد. البته قرار نبود فیلم در ارمنستان ساخته شود اما بعدها دیدیم كه غم غربت می‌تواند به فیلم كمك كند تا داستان واقعی‌تر و ملموس‌تر جلوه كند به هر حال از دیدن فیلم خیلی خوشحال شدم و از دیدن آن لذت بردم.
در ادامه این نشست، «رضا حاجی‌درویش» طراح صحنه و لباس «آل» نیز گفت: فكر می‌كنم «آل» كار خوبی شده است و البته در مورد طراحی صحنه و لباس كار من نباید راضی باشم و دیگران باید قضاوت كنند اما فكر می‌كنم طراحی صحنه و لباس یك فیلم می‌تواند بر روی كلیات یك اثر تاثیر بگذارد و من هم تلاش خودم را در این زمینه انجام دادم. به گزارش فارس، در ادامه این نشست، «هنگامه حمیدزاده» یكی دیگر از بازیگران «آل»‌در خصوص حضور خود در این فیلم گفت: من تنها یك تشكر ویژه دارم از تك‌تك اعضای گروه، چرا كه این پروژه را با زحمت زیادی ساختیم.
سپس «فرخ فدایی» صدابردار فیلم «آل» نیز اظهار داشت: وقتی تیمی وارد یك كشور خارجی می‌شود، همه عوامل آن یك تیم واحد هستند و در شرایط خارج از كشور، همه عوامل دست به دست هم دادند و این فیلم را ساختند. من امیدوارم مخاطب ایرانی با دیدن این فیلم از شنیدن عنصر صدا در سینما بتواند لذت ببرد.

«امیر پوریا» منتقد سینما كه فیلمنامه «آل» را بازنویسی نهایی كرده است نیز در ادامه این نشست، اظهار داشت: به لحاظ قومی و ملی ما ایرانیان یك ضرب‌المثلی داریم كه ترس برادر مرگ است و بنابراین، به طور طبیعی كار بسیار ریسك‌پذیری است كه بخواهیم برای تماشاگران ایرانی یك فیلم ترسناك بسازیم. پوریا در ادامه افزود: سینمای ترس به شدت قائل به تماشای ترس در سالن سینما است اما ترس در سینمای ایران در سالهای بعد از انقلاب بسیار محدود بوده است و اساسا ما ایرانی‌ها عادت به دیدن فیلم دسته‌جمعی ترسناك در سالن سینما نداریم.
این منتقد سینمایی ادامه داد: اساسا فیلم‌های ترسناك خیلی مورد پسند منتقدها نیست و خود ما نیز غیر از دو یكی دو فیلم پولانسكی فیلم‌های ترسناك را در بین فیلم‌های محبوب خود قرار نمی‌دهیم، اما این فیلم از نظر جنس فیلم و جنس دكوپاژ از آن دست فیلم‌هایی است كه همه تا مرحله آخر كار می‌دانستند كه باید كار خود را با ادراك انجام دهند و در نهایت، این خود كارگردان است كه می‌داند چه چیزی را می‌خواهد بسازد. یعنی این ذهنیت، از ابتدا تا انتهای فیلم در ذهن كارگردان وجود داشت و فكر می‌كنم توجه به این بافت تكنیكی فیلم، موردی است كه حتی برای من به عنوان یك منتقد اهمیت دارد و حتی در یك جاهایی از این فیلم، دكوپاژ و كارگردانی بهرامیان من را متعجب كرد.
در ادامه این نشست بهرام بهرامیان در خصوص انتخاب كشور ارمنستان برای ساخت این فیلم گفت: كشور ایران در گذشته كشوری وسیع و پهناور بود كه كشورهای همسایه ما شامل قلمرو آن می‌شدند، بنابراین به لحاظ فرهنگی اشتراكات بسیار زیادی با هم داریم كه یكی از دلایل انتخاب ارمنستان، اعتقاد مشترك به وجود «آل» در میان دو كشور بود و دلیل دوم این بود كه ما یك جایی را نیاز داشتیم كه معماری آن كاملا متفاوت باشد و تغییر اتمسفر فضا در فیلم ملموس باشد كه به همین دلیل، ما كشور ارمنستان را برای فیلمبرداری انتخاب كردیم.

«علی معلم» نیز در خصوص انتخاب كشور ارمنستان به عنوان لوكیشن این فیلم، گفت: لوكیشن در این فیلم یكی از بازیگران كار است و لازم بود تا فضاهای متفاوتی در كار وجود داشته باشد و فكر می‌كنم با نمایش فیلم، می‌شود این را پذیرفت كه بخشی از داستان‌پردازی ما از لوكیشن تأثیر پذیرفته است.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست فیلم سینمایی «آل» یكی از شلوغ‌ترین نشست‌های رسانه‌ای جشنواره بود كه در آن، 10 تن از عوامل فیلم حضور داشتند و «علی معلم» دلیل چنین حضور پر تعدادی را، صرفا احترام به اهالی رسانه عنوان كرد. بر اساس این گزارش، در بخشی از این نشست «علی معلم» در واكنش به تذكرات در خصوص پایان وقت نشست این فیلم، گفت: به احترام دوستان مطبوعاتی به این محل آمدیم و سعی نكردیم برخلاف سایر دوستان، قیافه‌ای اپوزیسیون به خود بگیریم. احترام اهالی مطبوعات به اعتقاد من بیشتر از آن است كه دوستان پای خود را كج كنند و به نشست‌های مطبوعاتی نیایند. ما به جشنواره احترام گذاشتیم و انتظار داریم جشنواره نیز احترام ما را نگه دارد و فیلم بعدی می‌تواند منتظر اهالی رسانه بماند.
* در حاشیه: در هنگام برگزاری نشست خبری «آل»، نمایش فیلم سینمایی «پرسه در مه» آغاز شده بود و بسیاری از خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی كه در سالن نشست مطبوعاتی حضور داشتند نتوانستند فیلم سینمایی «پرسه در مه» را تماشا كنند. به گزارش خبرنگار فارس یكی دیگر از حواشی نمایش امروز فیلم سینمایی «آل» در سالن مطبوعات، اعتراض شدید علی معلم نسبت به پخش زودهنگام این فیلم بود در حالی كه هنوز بسیاری از مخاطبان سر جای خود ننشسته‌ بودند. اعتراض بسیار شدید معلم، موجب شد تا پخش فیلم متوقف شود و پس از چند دقیقه، «آل» از ابتدا به نمایش درآید.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811061345

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 14:5  توسط رضا حاجی درویش  | 

راهنماي رنگها

راهنماي رنگها: چه رنگهايي با هم تناسب دارند؟
مهمترين هدف ما از کنار هم گذاشتن و سِت کردن لباسهاي مختلف، ايجاد هارموني و هماهنگي است

هارموني چيزي است که خوشايندِ چشم بيننده باشد و حس نظم و توازن را به فرد القاء کند. اگر چيزي فاقد هماهنگي و هارموني لازم باشد، خسته کننده و آشفته به نظر خواهد آمد.

در يک حالت اين تجربه ي ديداري آنقدر ملايم و يکنواخت مي شود که بيننده را درگير نمي کند. مغز انسان اطلاعات با قدرت انگيزش پايين را رد مي کند، مثل مجموعه هاي تک رنگ با بافت و طرح يکسان.

در حالت ديگر، تجربه ي ديداري آنقدر تکرار شونده و خسته کننده مي شود که بيننده طاقت نگاه کردن به آن را نخواهد داشت. مغز انسان چيزي را که قادر به تعديل و فهم آن نباشد، مثل چهار طرح و رنگ متناقض و متضاد در يک مجموعه، را پس زده و رد ميکند.

به طور خلاصه، يکپارچگي بيش از حد باعث انگيزش بسيار پايين و پيچيدگي افراطي نيز باعث انگيزش بيش از حد خواهد شد. در اين ميان، هارموني و هماهنگي تعادل پويا خواهد بود.

براي استفاده از چارت پايين، دانستن مفاهيم زير الزامي است:

رنگ هسته: رنگ غالب در طرح رنگ به شمار مي رود. اين رنگ، رنگِ آيتم اصلي مجموعه ي شماست مثل کت يا ژاکت.

رنگ تکيه: رنگ دوم يا گاهاً سوم طرح رنگ شماست. اين رنگ مي تواند متمم، سه گانه، شبيه يا خنثي باشد.

ثلاثي: اولين يا عمده ترين رنگ هاي سه گانه در چرخه (يا طيف) رنگ، قرمز، آبي و زرد هستند. (کت و شلوار آبي نفتي، پيراهن زرد کمرنگ، و کراوات شرابي) اينها رنگ هاي خالص ناميده مي شوند چون ترکيب کردن آنها با هم يا با سفيد يا سياه تناسب ايجاد مي کند.





ثلاثي دوم رنگ ها در چرخه ي رنگ، نارنجي، سبز و بنفش است. اين ثلاثي از ترکيب دو رنگ اول باهم به وجود آمده است. ترکيب زرد و قرمز، نارنجي مي سازد، ترکيب زرد و آبي، سبز درست مي کند و ترکيب آبي و قرمز، بنفش مي سازد.

رنگ هاي متمم:

اين رنگ ها رنگ هايي هستند که در چرخه ي رنگ کاملاً متضاد و روبه روي هم قرار گرفته اند. وقتي اين رنگ ها در کنار يکديگر قرار بگيرند، يکديگر را تشديد کرده و يکديگر را روشن تر نشان مي دهند. رنگ هاي سبز و قرمز مقابل همديگر قرار گرفته اند، به همين دليل است که شلوار ارتشي با کت يا پيراهن شرابي يا زرشکي اينقدر زيبا به نظر مي رسد. آبي هم در مقابل نارنجي قرار گرفته است، از اينرو طلايي، زنگاري و قهوه اي متمم سايه هاي مختلف رنگ آبي به حساب مي آيند.

رنگ هاي مشابه: (اين رنگ ها همچنين به رنگ هاي مجاور، رنگ هاي هماهنگ و رنگ هاي مرتبط نيز خوانده مي شوند).

 

).

اين رنگ ها، رنگ هايي هستند که در چرخه ي رنگ در کنار يکديگر قرار گرفته اند. اين رنگ ها از اينرو ايجاد هارموني مي کنند که کمي از رنگ يکديگر را در خود دارند. براي مثال مي توان از شلوار آبي، پيراهن سبز-آبي و کت بنفش نام برد.

رنگ ها گرم و سرد: خانواده هاي رنگ هاي مجاور و مشابه شامل رنگ هاي گرم (قرمز، نارنجي، زرد) و رنگ هاي سرد (سبز، آبي بنفش) مي شود. طراحان معمولاً طرح هاي رنگي را بر اساس دو يا سه رنگ مرتبط مي سازند

 

دو رنگ گرم را با يک يا دو رنگ سرد انتخاب کنيد، يا دو رنگ سرد را با يک رنگ گرم انتخاب کنيد، بااينکار تعادل پويا ايجاد خواهيد کرد.

مثال: کت و شلوار آبي نفتي، پيراهن آبي روشن، و کراوات قرمز. يا پيراهن زرد، کت زنگاري و شلوار آبي.

رنگ هاي خنثي: رنگ هاي خنثي شامل سايه هاي سفيد، سياه، خاکستري و خرمايي مي شود.

از رنگ هاي خنثي مي توان در ترکيب با همه ي رنگ ها يا ترکيب با خودشان استفاده کرد. شلوار خاکي، پيراهن سفيد، و يک ژاکت خاکستري، مجموعه اي از رنگ هاي خنثي را ايجاد ميکند. درست است که رنگ هاي خنثي اگر باهم استفاده شوند پويا نخواهند بود، اما ظاهري زيبا را به وجود مي آورند.

رنگ هاي سياه، سفيد، خاکستري و قهوه اي در چرخه ي رنگها، جدا از هم نيستند، اما از نسبتهاي مختلف قرمز، زرد و آبي ساخته شده اند. براي ساخت رنگهاي خنثي مي توان سه رنگِ رنگ هاي اصلي يا اوليه را باهم يا يکي از رنگ هاي اوليه را با يکي از رنگ هاي ثانويه (رنگ هاي ثانويه از ترکيب دو نوع از رنگ هاي اوليه ساخته مي شوند) ترکيب کرد.

براي مثال:

چطور قهوه اي بسازيم؟

براي اين منظور بايد يک رنگ را با رنگ متمم آن ترکيب کرد. آبي و نارنجي را باهم، بنفش و زرد را باهم، سبز و قرمز را باهم ترکيب کنيد. هرکدام از اين ترکيبات نوع مختلفي از قهوه اي مي سازد.

چطور خاکستري بسازيم؟

کمي نارنجي (يا زرد و قرمز) را با آبي مخلوط کنيد و بعد کمي سفيد به آن اضافه کنيد. همچنين مي توانيد آبي را با يکي از رنگ هاي خاک، مثل قهوه اي مايل به زرد يا قهوه اي سوخته ترکيب کنيد.

رنگ هسته

رنگ هاي تاکيدي

 

 

 

متمم

سه گانه

مشابه

خنثي

سفيد (خنثي)

همه ي رنگ ها

 

 

(براي همه ي رنگ ها يکسان است)

سفيد، سياه، خاکستري، خرمايي

سياه (خنثي)

همه ي رنگ ها

 

 

خاکستري (خنثي)

خاکستري تيره تر يا روشن تر، قرمز، آبي، زرد و سبز

 

 

قهوه اي روشن-خرمايي (خنثي)

آبي، بنفش، زرشکي، فيروزه اي، قهوه اي، نارنجي، سبز

 

 

قهوه اي

آبي، سبز، نارنجي، زرد

 

 

سرمه اي-آبي نفتي

نارنجي، طلايي، زنگاري

زرد، قرمز، قهوه اي، خرمايي

آبي، سبز، بنفش

زرشکي-قرمز

سبز

آبي، زرد

بنفش، نارنجي

زرد

بنفش

قرمز، آبي

نارنجي، سبز

بنفش

زرد

نارنجي، سبز

آبي، قرمز

نارنجي-زنگاري

آبي

سبز، بنفش

زرد، قرمز، قهوه اي

سبز-زيتوني

قرمز

بنفش، نارنجي

آبي، زرد

نکته: بايد به تُن (اضافه کردن خاکستري)، ته رنگ (اضافه کردن سفيد) و سايه ي (اضافه کردن سياه) رنگ (رنگ خالص) دقت داشته باشيد. سبز و قرمز رنگ هاي متمم يکديگر هستند اما اگر سبز خالص را با قرمز ترکيب کنيد خيلي کريسمسي به نظر خواهيد آمد که فقط براي روزهاي کريسمس مناسب است! اما شرابي يا زرشکي و سبز ارتشي تناسب فوق العاده اي باهم دارند.

همچنين مي توانيد دست از ترکيب رنگ برداشته و تک فام شويد:

تک فام: يعني همه چيز از يک رنگ باشد اما از سايه ها و ته رنگ ها و تُن هاي مختلف. درمورد آبي مي توان کت و شلوار سرمه اي، پيراهن آبي کمرنگ، کراوات آبي تيره و ... را نام برد. با استفاده از نقش و بافت مي توان در اين ترکيب کمي تقابل ايجاد کرد. بعضي از آيتم هاي لباستان بايد صاف و نرم باشند، برخي بايد بافتي زبر داشته باشند، بعضي از آنها مي توانند طرحدار باشند و بقيه ساده و...

در جدول زير رنگ هايي که با هم تناسب خوبي دارند را برايتان گرد آورده ايم، اما يادتان باشد اين فقط جنبه ي راهنمايي دارد.

رنگ کت

رنگ پيراهن

رنگ کراوات

رنگ شلوار

رنگ کفش و کمربند

سرمه اي

سفيد، آبي، زرد، صورتي

آبي، طلايي، زرد، زرشکي، قرمز، بنفش

خاکستري، خرمايي

سياه، قهوه اي، يا چرم کُردوبا

خاکستري

سفيد، خاکستري، زرد، صورتي، ياسي، آبي

سياه، سفيد، خاکستري، سبز، سبز-آبي، زرشکي، سرمه اي، هر يک از رنگ هاي اصلي

خاکستري، سياه، سرمه اي

سياه، قهوه اي، يا چرم کُردوبا

قهوه اي

سفيد، زرد آهويي، آبي، زرد

خرمايي، سياه، قهوه اي، زنگاري، نارنجي، قرمز، طلايي، زرد، سبز، زرشکي

خرمايي، خاکستري، سايه ي متفاوتي از قهوه اي

قهوه اي، يا چرم کُردوبا

خرمايي (قهوه اي روشن)

آبي، زرد آهويي، سفيد

خرمايي، قهوه اي، زنگاري، نارنجي، قرمز، سرمه اي

سياه، سرمه اي، خاکستري، قهوه اي، خرمايي تيره تر

قهوه اي، سياه، يا چرم کُردوبا

سبز زيتوني

سفيد، زرد آهويي، خاکستري، زرد کمرنگ، آبي کمرنگ

زرشکي، زنگاري، سبز، خرمايي، زرد

خاکستري، خرمايي، سرمه اي، قهوه اي

قهوه اي، يا چرم کُردوبا

سياه

سفيد، خاکستري کمرنگ، زرد، آبي

سياه، سفيد، خاکستري، آبي، زيتوني، زرشکي، هرکدام از رنگ هاي اصلي

خاکستري، خرمايي

سياه

نکاتي درمورد گوشه ي جيب کت:

به هيچ عنوان رنگ کراوات يا پراهنتان را با رنگ گوشه ي جيب کتتان يکي نکنيد. اگر اصرار داريد که اين رنگ ها يکي باشند، از رنگ پيراهن استفاده کنيد و به هيچ عنوان با رنگ کراواتتان يکي نکنيد. براي داشتن ظاهري رسمي تر از پيراهن هاي ساده استفاده کنيد. زماني در دهه ي چهل بود که آقايان رنگ کراواتشان ر ا با رنگ گوشه ي جيبشان سِت ميکردند اما خوشبختانه آن زمان سپري شده است.

مکتبي است که اعتقاد دارد جنس کراوات، کت و گوشه ي جيب کت نبايد يکسان باشد. اگر کراواتتان ابريشمي است، گوشه ي جيبتان بايد لينِن باشد. و اگر کت و شلوارتان فاستوني است بهتر است از گوشه ي جيب پشمي يا کشمير استفاده کنيد. البته اين تئوري چندان هم بد نيست اما ابريشم و سيلک هنوز هم با همه چيز خوب سِت مي شود.

نکات مهم:

ü رنگ هاي فصلي: استفاده از بعضي رنگ ها در زمان بخصوصي از سال بهتر است. مثلاً سايه هاي زرد معمولاً براي تابستان، رنگ هاي زنگاري، قهوه اي، سبز و زرشکي براي پاييز مناسب است. پوشيدن لباس زرد رنگ در پاييز و لباس زنگاري در تابستان کمي نامتناسب است.

ü به تباين و تقابل رنگ ها دقت کنيد. يک آيتم روشن را با دو آيتم تيره يا يا آيتم تيره را با دو آيتم روشن سِت کنيد. مثال: کت و شلوار ذغالي، پيراهن سفيد و کراوات قرمز، يا کت و شلوار خرمايي يا پيراهن زرد و کراوات سبز، يا شلوار خاکي با يک پيراهن آبي تيره.

ü ارزش رنگ ها: رنگ هاي تيره شما را لاغرتر نشان مي دهد، درحاليکه رنگ هاي روشن برجسته شده و چاق تر نشانتان مي دهد. رنگهاي تيره رسمي تر از رنگ هاي روشن است.

اين اطلاعاتي بود که اغلب هنرمندان و طراحان داخلي از آن استفاده مي کنند. حالا شما هم مي توانيد با استفاده از اين اطلاعات رنگ لباسهايتان را طرح ريزي کنيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 14:1  توسط رضا حاجی درویش  | 

مواد مورد استفاده در دكور

مواد مورد استفاده در دكور

در اجراي طرحهاي كشيده شده توسط طراح صحنه، گروه دكور موظف است براساس آنها مبادرت به اجراي طرح بنمايند.

و براي اين منظور ابتدا بايد مواد مورد نياز را شناسايي نمايند. پاره‌اي از موارد استفاده به شرح زير مي‌باشند.

1- چوب:

چوب ماده‌اي است جامد كه از تنه درختان و گياهان و در ابعاد و اندازه‌هاي گوناگون و با كيفيت‌هاي متفاوت بدست مي‌آيد. هر نوع چوبي با توجه به استحكام و برش‌پذيري و انعطاف آن مورد استفاده قرار مي‌گيرد. زمينه‌هاي كاربردي چوب در بخش دكور و صحنه براي اسكلت بندي، پوشش سطوح و ساختن وسايل صحنه است. از ميان انواع چوب‌ها به چوب جنگلي (توسكاوراش) چوب كاج (چوب روسي) و انواع صنوبر و تبريزي مي‌توان اشاره كرد.

«چوبهايي را كه براي ساختن به كار مي‌برند مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد. چوبهاي سخت و چوبهاي نرم، اين دسته بندي يك تمايز گياه شناسانه است. چوبهاي سختي وجود دارد كه نرم هستند. چوبهاي سخت از درختهايي كه برگ پهن دارند بدست مي‌آيد. درختهايي مانند كاج كه برگ سوزني دارند داراي چوب نرم مي‌باشند تعدادي از چوبهاي نرم كه معمولا در دسترس مي‌باشند. بدين قراراند: سدر، چوب قرمز، صنوبر، سرو ناز،‌شوكران، كاج و سرونوئل.

تعدادي از چوبهاي سخت عادي بدين قرار است: نمدار، راش، گيلاس، درخت صمغ، گردوي آمريكايي،‌ماهوگوني، افرا، بلوط، سپيدار، گردو و درخت بيد، الوار فروشيها معمولا فقط چوبهاي نرم را براي ساختن لوازم عادي و چند نوع چوب سخت مثل بلوط و گردو را به فروش مي‌رسانند. تعدادي از الوار فروشيها در زمينه انواع بسياري از تخته‌هاي سخت داخلي يا وارداتي و تخته سه لاها تخصص دارند.»[1]

2- نئوپان

نئوپان نوعي چوب ورقه اي بدون درز است كه در سطوحي بزرگتر ازتنه درختان ساخته مي‌شود و تشكيل شده است از خاك اره و چسب چوب و لايه روكشي كه تحت پرس گرم حاصل مي‌آيد. نئوپان در طرحها و اندازه‌هاي مختلف توليد مي‌شود. نئوپان در ضخامت‌هاي مختلف وجود دارد اما اندازه استاندارد و متداول براي نئوپان 6/1 cm است.

نئوپان به ضخامت‌هاي گوناگون توليد مي‌شود كه عبارتند از: (8/1، 6/1، 1، 5/0) سانتي‌متر و در گونه‌هاي مختلف در دكور استفاده مي‌شود. انواع نئوپان‌‌هايي كه در بازار موجود است عبارتند از:

نئوپان شموشك به اندازه (183×275 cm.) نئوپان بهمن به اندازه (183×307 cm) نئوپان كارون به اندازه (122× 244 cm.) نئوپان M.D.F به اندازه (185×430 cm).

براي برش نئوپان مي‌توان از اره تر بر دستي و يا اره برقي چكشي و يا گرد استفاده كرد. نئوپان رنگ پذيري مطلوبي دارد و توسط پيچ، ميخ و چسب چوب به هم متصل مي‌شود.

 

 

 

 

3- فيبر

ساختار فيبر كاملا مانند نئوپان است ولي با ضخامت كمتر حدود (5/0) و در ابعاد گوناگون يافت مي‌شود. مثلا:

فيبرايراني (cm350×183) فيبر چيني (cm255×183) فيبر استخواني MDF (cm250×144)

با توجه به ضخامت كم فيبر براي اتصال قطعات آن به يكديگر بايداز زوار بندي محل‌هاي اتصال بهره گرفت.

4- سه لايي (چند لايي)

سه لايي نوعي چوب ورقه‌اي است كه براي پوشش سطوح از آن استفاده مي‌شود و تشكيل شده از لايه‌هاي نازك و ورقه‌اي چوب و لايه‌هاي پرسي خاك اره و چسب چوب كه به تكرار روي هم قرار مي‌گيرند و پس از رسيدن به ضخامت cm5/0 تا cm5/1 تحت فشار و گرما به يكديگر پرس مي‌شوند. سه لايي يا شش لايي يا دوازده لايي در مقايسه با نئوپان و يا فيبر از استحكام بيشتري برخوردار است و به همين دليل نيز قيمت آن گرانتر است.

5- رابيتس

هنگامي كه قرار باشد ديوار و يا سقف كاذب احداث شود و بر روي آن با گچ يا سيمان و مواد شيميايي پوشش داده شود براي ايستايي و استحكام ماده پوششي از رابيتس استفاده مي‌شود. رابيتس تشكيل شده از لايه ورق گالوانيزه يا حلبي كه با دستگاه پرس مشبك شده در ساخت ديوارها و لته‌هاي سبك و سقف‌هاي كاذب بكار گرفته مي‌شود.

ابعاد متداول رابيتس (cm60×200) است و به توسط سيم مفتول يا ميخ به چوب و ديوار محكم مي‌شود. و از استحكام خوبي برخوردار است. نوع گالوانيزه رابيتس در زير مواد پوششي زنگ نمي‌زند و به اصطلاح نمي‌پوسد و گچ و خاك و سيمان روي آن به خوبي ايستايي مي‌يابد و قابليت انعطاف و شكل‌پذيري بر روي آن توسط قيچي آهن بر ميسر است.

6- مفتول

سيم مفتول تشكيل شده از ميله‌هاي طولي كه جنس آن فولاد يا آهن و به قطرهاي ضخامت‌هاي گوناگون ساخته مي‌شود. ضخامت مفتول در اندازه‌هاي مختلف وجوددارد. از  ميليمتر تا 10 ميليمتر و بالاتر از آن، سيم مفتول را مي‌توان با دست و ابزار مختلف مانند انبردست و گاز انبر خم كرد اما مفتول‌هاي بزرگتر به ابعاد (2ميليمتر تا  cm) را حتما بايد با ابزار مخصوص خم كرد يا قطع نمود. مفتول‌ها را به صورت كيلويي و يا شاخه‌اي مي‌توان تهيه كرد.

7- مواد پوششي سطوح

مواد پوششي مانند گچ، سيمان، ماسه، خاك رس، ايزوله، مواد شيميايي و غيره، كه هر كدام بافت‌هاي متفاوتي را بر روي سطوح ايجاد مي‌كنند برحسب نياز و زمينه‌هاي كاربردي در صحنه و دكور مي‌توان به كار گرفت.

8- رنگ

رنگ به دو صورت روغني و پلاستيك موجود است و هر كدام از آنها داراي ويژگيهاي خاصي بوده و نحوه استفاده از آنها متفاوت است.

رنگ‌هاي پايه روغني: اين گونه از رنگ‌ها در دو نوع رنگ فوري و رنگ روغني وجود دارند. حلال رنگ روغني عبارتست از: تينر روغني، نفت، بنزين، و در دو نوع مات و براق توليد مي‌شود. رنگ فوري منحصرا توسط تينر فوري رقيق مي‌شود و قابليت خشك شدن سريع را داراست. رنگ پلاستيك: اين گونه از رنگ كه معمولا براي رنگ آميزي سطوح گچي، سيماني، سفالي و يا غيره به كار گرفته مي‌شود رنگي مات و آب پايه است بدين معني كه توسط آب رقيق مي‌شود. با توجه به جنس و بافت سطحي كه توسط رنگ پلاستيك رنگ آميزي مي‌شود مدت زمان خشك شدن نيز تغيير مي‌كند.

بر روي ديوار گچي از 2 الي 6 ساعت زمان براي خشك شدن مي‌طلبد اما بر روي سطوح سفالي يا سيماني و يا چوب اين مدت به 1 الي 2 ساعت تقليل مي‌يابد.

9- يونوليت

يونوليت تشكيل شده است از دانه‌هاي ريز سفيد رنگ پلي مري كه بسيار سبك است و در  اثر گرما و پرس به صورت اشكال مختلف در مي‌آيد.

يونوليت ضد آب، سبك، قابل انتقال و شكل پذير است. براي برش دادن يونوليت مي‌توان از اره، كاتر و المنت حرارتي مخصوص برش استفاده كرد. سطح يونوليت را مي‌توان توسط سمباده‌هاي پارچه‌اي و كاغذي صاف و يكدست نمود. يونوليت از رنگ پذيري خوبي برخوردار است و در صورت نياز به سطح مقاوم و مستحكم مي‌توان چند لايه پاپيه ماشه (با كاغذ روزنامه و سريش) را برروي يونوليت چسباند. يونوليت توسط تينر فوري حل مي‌شود بنابراين براي رنگ آميزي نمي‌توان از رنگهاي فوري استفاده نمود مگر اينكه به خوبي تمام سطوح آن را با پاپيه ماشه پوشش داد.

يونوليت در ابعاد گوناگون و ضخامت‌هاي مختلف موجود است اما قطع استاندارد آن به اندازه
(100×200) سانتيمتر است كه از ضخامت 1 الي 30 سانتيمتر در بازار بفروش مي‌رسد و ساير ابعاد يونوليت نيز به صورت سفارشي قابل تهيه است يونوليت در زمينه عروسك‌سازي كاربرد فراواني دارد و به گونه‌هاي مختلف از آن استفاده مي‌شود.

يونوليت در دكورنيز موارد استفاده بسياري دارد و گاهي اوقات بيشتر از نئوپان براي سازندگان دكوركارايي دارد.

اگر يك دكوراتور بخواهد سطح يك ديوار را سنگ نما بسازد مي‌تواند از يونوليت استفاده كند كه اين خود چندمزيت دارد 1- يونوليت بسيار سبك و به آساني قابل حمل و نصب است. 2- سرعت مراحل اجراي دكور را بالا مي‌برد. 3- ارزان قيمت است.

امروزه هيچ ماده ديگري نمي‌تواند جايگزين يونوليت شود بطوري كه مجسمه‌سازان صحنه‌هاي فيلم ودكور با استفاده از يونوليت‌هاي قطور و حجيم قادر هستند در اسرع وقت مجسمه‌ها و اشياء بسيار بزرگ را بسازند.

10- فايبرگلاس

فايبرگلاس از پشم شيشه و يك ماده چسبناك بنام رزين تشكيل شده است. مقدار مقاومت فايبرگلاس بستگي دارد به نوع پشم شيشه‌اي كه در آن به كار مي‌رود.

چون رزين داراي خاصيت شيميايي است و در مجاورت هوا محكم مي‌گردد بايد حتما در درجه حرارت مخصوصي برابر 21 درجه سانتي‌گراد از آن استفاده كرد.

براي استفاده از فايبرگلاس ابتدا بايد از فرم مورد نظر، يك قالب از جنس چوب يا گچ ساخت و روي آن را با پشم شيشه پوشانيد و تمام سطح قالب را از ماده رزين پوشش داد و براي مدت 4 روز قالب را در درجه حرارت 21 درجه نگاه داشت و در آخر جسم مورد نظر را از قالب جدا ساخت.

خصوصيات فايبرگلاس

1-     فايبرگلاس ماده‌اي كه مي‌تواند انواع پوشش رنگها را داشته باشد.

2-     عايق حرارت و الكتريسيته است.

3-     در مقابل رطوبت مقاوم است.

4-     در اثر ضربه‌هاي شديد شكننده است و قابليت تعمير را دارد.

5-     بر روي فايبر گلاس مي‌توان دوباره رنگ زد.

كاربرد فايبر گلاس

1-     انواع مبلمان

2-     ساختن سقف‌هاي فايبرگلاس و كاذب

3-     ساختن ديوارهاي مجزا كننده

4-     ساختن انواع وسائل حمام، وان،‌ دستشويي و غيره

5-     ساختن دكور و ماكت و بدنه موتور، ماشين و يا ادوات جنگي

6-     لوازم بازي كودكان، قايق‌هاي تفريحي، اسباب و ادوات غير متعارف.

7-     ساخت وسايل گوناگون تفريحي، مجسمه‌هاي غول آسا



[1]  محمد رضا، شريفي، دروس اختصاصي كنكور هنر، جلد سوم، نورين سپاهان،‌اصفهان، 1374، جلد سوم، ص 164

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 20:1  توسط رضا حاجی درویش  | 

- تركيب: واژه تركيب يا كمپوزسيون به معناي مركب نمودن و يا به وجود آوردن است. از قرار گرفتن چند عنصر در كنار يكديگر و يا روابط بين چند جز، كل جديدي به وجود مي‌آيد كه خود به تنهايي از اجزاء تشكيل دهنده آن متفاوت است. اين كل مركب همان تركيب است.

الف - «تركيب بندي ايستا: اگر در يك تركيب‌بندي فقط از خطوط افقي و عمودي يا هر دو جهت تركيب‌بندي استفاده كنند يك تركيب ايستا به وجود مي‌آيد.

ب - تركيب ‌بندي پويا: اگر عناصر استفاده شده در تركيب بندي، ارائه كننده تحرك و جنبش باشد (با استفاده از خطوط مايل و خطوط منحني) تركيب‌بندي پويا يا ديناميك به وجود مي‌آيد.»[1]


[1]  عليرضا، كوچكي، دروس اختصاصي كنكور هنر، جلد دوم،‌نورين سپاهان، اصفهان، 1374، ص 30

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 20:0  توسط رضا حاجی درویش  | 

 

 


طراحي صحنه عروسكي در تئاتر 

در نمايش عروسكي يك طراح صحنه بايد يك سري اطلاعات را در كنار هم گردآوري كرده و به صورت يك جا به تماشاگر منتقل كند، اين اطلاعات عبارتند از:

1.        روان‌شناسي كودك (از لحاظ فكري و ذهني به كودك نزديك باشد و با او رابطه برقرار كند).

2.        رنگ (رنگ را از سه منظر شناسايي كند؛ شاد بودن، خالص بودن، شفافيت)

3.        صدا و موسيقي ( كه مي‌توان آن را به دو قسمت مجزا: 1- كلام 2- ملودي و ريتم تقسيم كرد)

4.        تنوع (تنوع در نوع طراحي از لحاظ اندازه، نوع عروسك و يا چيدمان انجام داد)

5.        تخيل (عناصر صور خيال و فانتزي در طراحي صحنه بايد در نظر گرفته شود)

6.   ساده‌گرايي (نيازي نيست كه صحنه عروسكي شلوغ باشد بلكه بايد در جهت فهم نمايشنامه صحنه را ساخت)

7.   كلي گرايي (همه عناصر صحنه اعم از آكسسوار و دكور بايد به صورت جز به جز به آن پرداخته شود.)

اصول كلي طراحي صحنه عروسكي

1-  تكنيك نمايش (منظور نوع عروسك و تكنيك عروسك گرداني مي‌باشد)

2-  امكانات فني سالن نمايش (اين نمايش در چه سالني بايد اجرا شود و چه امكاناتي سالن دارا مي‌باشد.)

3-  طراحي كاربردي باشد(هر چيزي كه در صحنه بكار برده مي‌شود حتما بايد مورد استفاده قرار بگيرد.)

طراحي صحنه عروسكي بر دو نوع كلي استوار است.

1-     طراحي صحنه عروسكي سيار

الف: بايد قابل حمل باشد. ب: اندازه آن كوچك ولي كاربردي باشد. ج- كم هزينه باشد.

2-     طراحي صحنه عروسكي ثابت

كه اين طراحي صحنه مستلزم وجود شرايط زير مي‌باشد:

1-     نورپردازي مناسب براي دكور

2-     موسيقي (شرايط مكاني براي استفاده از موسيقي زنده و يا ضبط شده)

3-     شكل ساختمان سالن كه خود به 3 بخش اصلي تقسيم مي‌شود:

الف: صحنه آزاد: مانند سالن مولوي، خورشيد، قشقايي

ب: صحنه قاب عكسي: مانند سالن تئاتر شهر، رودكي، آمفي تئاتر

ج: صحنه جعبه‌اي: كه صندلي آن ثابت است و سن داراي اختلاف سطح مي‌باشد.

4-     اكوستيك صوت (تا چه حد مي‌توان از صورت در اين سالن استفاده كرد)

طراحي صحنه در صحنه‌هاي آزاد چند ويژگي دارد كه به ترتيب به آنها اشاره خواهم كرد.

1-     صندلي به زمين متصل نيست و به راحتي مي‌توان جايگاه تماشاگر را نسبت به نمايش تغيير داد.

2-     عدم استفاده از لته‌هاي تو پر و بسته كه مانع ديد تماشگران نشود.

3-     استفاده از دكورهايي با ارتفاع كوتاه

4-     استفاده از اختلاف سطح‌هاي متحرك مانند پودس و پراتيكابل

5-     تنوع شكل صحنه (دايره، مربع، مستطيل، مثلث و غيره...)

اصول طراحي صحنه در نمايش

«1- ثبات: قسمت‌هاي جلويي دكور در طرفين صحنه در ايجاد ثبات وايستايي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين قسمتها بر روي تماشگر اثر زيادي مي‌گذارد. خصوصا به هنگامي كه بازيگران بر صحنه رها مي‌شوند و تعداد آنها افزون از پنج يا شش نفر باشد، بايد به خوبي از اين نقاط استفاده كرد.»[2]

2- تعادل: يعني تقسيم انرژي در فضاي كلي صحنه به واسطه محورهاي اصلي افقي و عمودي. «گاه يك عنصر بسيار كوچك مي‌تواند تعادل صحنه را تنظيم كند. مثلا تابلويي كم وزن مي‌تواند سنگيني يك ديوار را افزايش زيادي ببخشد و گاه  مي‌توان با افزودن يك تابلو در سمت روشن،‌دكور را متعادل ساخت. چنانچه تابلوي جانشين شده، كمي بزرگتر و يا تيره‌تر باشد، بر سنگيني آن طرف مي‌افزايد.»[3]

3-   توازن: از لحاظ وزن، حجم، سبكي و سنگيني از لحاظ بصري و جرمي.

موارد رنگ، شكل، خط، حجم و فرم كه هر يك از لحاظ وزن بصري و روانشناسي بايد مورد بررسي قرار بگيرد.

تبصره: چيدمان دو وسيله مثل ميز و صندلي كه فضاي خالي بين آن دو مربع باشد، از فضاي خالي نيز به يك حجم رسيده‌ايم.

4- تاكيد: در صحنه هيچ وقت، هيچ شيي مورد تاكيد قرار نمي‌گيرد چون مي‌تواند بقيه لوازم را تحت شعاع قرار دهد. مثلا شمشير براق در يك صحنه كهنه و كدر.

تبصره «تاكيد گذاري: استثنا در تاكيد است به اين معنا كه در طراحهاي گوناگون معمولا تنها بر يك عنصر طرح تاكيد مي‌گذارند و بقيه طرح را تحت الشعاع آن قرار مي‌دهند اين كار محاسن بي شماري به همراه دارد و از بسياري مشكلات جلوگيري مي‌كند اما در طراحي صحنه كمتر به چنين تاكيد گذاريهايي نياز مي‌شود... هر دكوري كه براي جلب توجه، قصد رقابت با بازيگر را داشته باشد، بي‌ارزش شمرده مي‌شود.»[4]

5-عناصر طرح:

1-نقطه                                                5- درجه رنگ

2-خط                                             6- خلوص رنگ

3-شكل                                            7- ارزش رنگ

4-حجم و وزن                                  8- تضاد و هماهنگي رنگها

6- قانون وحدت و تنوع در شكل و رنگ

«معمولا تنوع در شكل و رنگ باعث تشتت طرح مي‌شود، ولي وحدت آنها طرح را از شلوغي و پراكندگي نجات مي‌بخشد، نمي‌بايستي از وحدت و تنوع به يك اندازه استفاده كرد، بلكه بايد هر كدام را تا آنجا كه لازم است و طرح طلب مي‌كند، به كار گرفت. اگر چه اين دو با يكديگر سازگاري ندارند، گاهي اوقات مي‌توان يكي (وحدت يا تنوع) را مثلا در شكل و ديگري را در رنگ گسترش داد.»[5]

7- قانون الاكلنگ:

«استفاده از قرينه سهلترين روش به دست آوردن تركيب متعادل است. بدين گونه كه يك طرف صحنه آينه طرف ديگر مي‌شود. تنها برخي از صحنه‌ها نياز به قرينه‌سازي دارد.

عنصري فرضي در صحنه وجود دارد كه به عنوان تعادل دهنده پنهان عمل مي‌كند. اين عنصر مانند يك الاكلنگ كار مي‌كند. يك شي سبك را در يك طرف صحنه بر روي پايانه يك سوي اين الاكلنگ فرضي در نظر بگيريد و سپس آن را با يك عنصر سنگين ديگر در طرف ديگر صحنه متعادل سازيد.»[6]

عناصر بصري:

1- نقطه: «سادهترين عنصري بصري است كه در علم رياضي از برخورد دو خط، نقطه به وجود مي‌آيد. و يا مي‌توان آن را اثر هر گونه وسيله اثر گذار مانند مداد و گچ بر روي كاغذ و تخته وغيره دانست. اثري كه هيچ گونه شكل و فرم ندارد، نه پهنا دارد و نه درازا، نوك سوزن، ماه، خورشيد و ستارگان در آسمان نيز همگي نقطه‌اند، خلاصه هر چه در طبيعت به صورت يك لكه به نظر آيد، يك نقطه است.»[7]

2- خط: «خط مهمترين عنصر در طراحي است. آن نيز مانند نقطه در تعريف هندسي عرض و ضخامت ندارد ولي ما هر چيزي را كه مانند يك رشته باريك تصوير شود خط مي‌ناميم، حركت يك وسيله طراحي مانند مداد و قلم و غيره مي‌تواند خط را ايجاد كند، خط در واقع تصويري است كه براي ديدن چشم ما در يك جهت حركت مي‌كند. امتداد حركت هر چيز را مي‌توان خط شمرد.»[8]

انواع خط و تاثيرات رواني آنها

«واكنش چشم و مغز انسان نسبت به خط، يك واكنش غريزي است، مثل واكنشي كه از لمس زبري و نرمي، ديدن سفيدي و سياهي و يا چشيدن شوري و شيريني داريم، خط مي‌تواند تاثيرات متضادي در ما ايجاد كند كه ناشي از خاصيت رواني – بصري خط مي‌باشد.

الف: خط عمودي: خطي است نيرومند و فعال كه نمايشگر تعادل، ايستايي، صراحت، دوام و ارتفاع است.

ب: خط افقي: خطي است آرام و بي‌هيجان كه عدم فعاليت و وسعت را القاء مي‌كند.

ج:‌خط كج (مايل): عمودي است كه تعادل خود را از دست داده و خطي است عصبي، مهيج، بي‌ثبات و نشاندهنده سقوط.

د: خط زاويه‌دار: خطي كه مسير گردشش در زمانهاي مختلف تغيير كرده و نشان دهنده حركت، سرعت و هيجان است.

هـ : خط دندانه‌دار (شكسته): از تكرار يكنواخت و يا ناهماهنگ خط زاويه‌دار پديد آمده و نمايشگر خشونت و عصبانيت است.

و: خط منحني: بخشي از يك دايره است. خطي است نرم و لغزنده، بدون خطر، آرامش دهند، موزون و با وقار، نوسانات خطوط منحني را روي تپه‌هاي شني مي‌توان مشاهده كرد.

ز: خط مواج: خطي است كه از تكرار نامنظم منحني پديد مي‌آيد و احساس آرامش، لغزنده بودن و نرمي را القاء كرده و با تغيير فرم آن، حركت به وجود مي‌آيد.

ح: خط مارپيچ: تكرار منحني‌هاست كه گرديك محور مي‌چرخند و احساس حركت و در خود چرخيدن را القاء مي‌كنند.

پهن يا نازك بودن خط نيز در تاثير رواني و بصري آن سهم بسزايي دارد. تغيير ضخامت خطها بر تاثير تجسمي آنها مي‌افزايد.»[9]

3- سطح: پس از نقطه و خط، سومين عنصر مي‌باشد. (شكل دو بعدي) اگر خطوط در يك صفحه حركت كنند القاء كننده سطح هستند. حتي اگر نقطه‌ها هم در يك صفحه متراكم شوند سطح را مي‌نمايانند.

4- حجم: شكلي سه بعدي است كه داراي طول و عرض و عمق باشد، در طبيعت ما حجم را به صورتهاي گوناگون مي‌بينيم حجم يك قوطي كبريت، حجم يك ليوان، حجم يك تخته سنگ و ....

5- بافت: عنصري است كه با لمس كردن اشياء براحتي مشخص مي‌شود ولي گاهي تنها با ديدن نيز احساس مي‌شود. شما به راحتي مي‌توانيد تفاوت بافت سطح خشن يك آجر را از بافت صاف و براق پوست يك سيب تشخيص بدهيد، بدون آنكه آنها را با دست لمس كنيد.

5- ريتم: «ريتم يا آهنگ عبارتست از تكرار با قاعده عناصر يا اجزايي از يك حركت يا فعل در جريان يا نظاير آن مانند ريتم ضربان قلب، ريتم سخن گفتن يا ريتم حركت پاندول ساعت و غيره. ريتم با زمان رابطه دارد اما در مورد ديدن (ارتباط بصري) هم مستلزم صرف وقت است و از ديدگاه ناظر اگر به نحوي موزون و ريتميك باشد، خوشايندتر است. در مباني هنرهاي تجسمي هر گاه يك يا چند عنصر بصري بطور يكسان تكرار شوند، ريتم به وجود مي‌آيد.»[10]

انواع ريتم:‌ الف – ريتم تكراري: تكرار يك شكل، رنگ يا خط معين، ريتمي را به وجود مي‌آورد كه مي‌تواند جلب توجه كند مانند رژه رفتن سربازان.

ب – ريتم متناوب: در هنرهاي بصري هنرمند براي اينكه به نحوي از كيفيت آرامش بخش ريتم استفاده كند و در عين حال باعث خستگي نشود، از تكرار همراه با تنوع استفاده مي‌كند. در تكرار تنوع ايجاد مي‌شود.

ج – ريتم تصاعدي: همراه با يك تغيير است. در اين نوع ريتم با عنصر قبل و بعد از خود رابطه و تناسب دارد كه در مجموع يك ريتم يكساني را القاء مي‌كند. اين نوع ريتم احساس حركت را نيز به وجود مي‌آورد.

د- ريتم پيوسته: ريتمي است كه در آن اجزاء تشكيل دهنده به نحوي آرام و ملايم به يكديگر متصل شده باشند، مانند حركت موج دريا.

6- حركت : ساده‌ترين تعريف حركت تغيير مكان يا تغيير موقعيت است. در زندگي هر موجود زنده‌اي به نحوي از انحاء حركت مي‌كند. حركت يك از بارزترين جنبه‌هاي حيات است.

در هنرهاي بصري عنصر حركت از ارزش بصري زيادي برخوردار است. خود وجود ريتم در هر يك از عناصر بصري مي‌تواند احساسي از يك حركت را بيننده منتقل كند. (حضور ريتم نشان دهنده وجود حركت است.) 



[1]  ترنس، سينت جان مارنر، طراحي صحنه در فيلم مهدي رحيميان، چاپ دوم، سروش، 1379، ص 42

 

[2]  هنينگ، نلمز، مباني دكور و صحنه‌آرايي، شيدا شهراميان - محسن صانعي، چاپ اول، نمايش، تهران، 1382،
ص 171.

[4]  هننيگ، نلمز، مباني دكور و صحنه آرايي، شيدا شهراميان- محسن صانعي، چاپ اول، نمايش، ‌تهران، 1382، ص174

[5]  هننيگ، نلمز، مباني دكور و صحنه آرايي، شيدا شهراميان- محسن صانعي، چاپ اول، نمايش، ‌تهران، 1382،
ص 192

[6]  همان، ص 173.

[7]  عليرضا، كوچكي، دروس اختصاصي كنكور هنر، جلد دوم،‌نورين سپاهان، اصفهان، 1374، ص 3

[8]  همان، ص 5

[9]  عليرضا، كوچكي، دروس اختصاصي كنكور هنر، جلد دوم، چاپ هفتم،نورين سپاهان، اصفهان، 1374، ص7-6

 [10] عليرضا، كوچكي، دروس اختصاصي كنكور هنر، جلد دوم،چاپ هفتم، ‌نورين سپاهان، اصفهان، 1374، ص 21

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 23:5  توسط رضا حاجی درویش  | 

نحوه اجراي طراحي

طراحي بوسيله پلان

براي طراحي پلان از يك مكان حقيقي و يا مجازي ابتدا پلاني را با زاويه 45 درجه روي كاغذ طراحي رسم مي‌كنيم و مقاطع لازم رابه دست مي‌آوريم.

در اين شيوه طراحي نقاط و چهارچوب اصلي مشخص مي‌شود و در مرحله بعد جزئيات را به آن اضافه مي‌كنيم. مثلا تعداد پله، ميز، پنجره و يا حتي جهت باز شدن درب ورودي، در نماي پلان مختصات اصلي و خطوط برش مي‌تواند مشخص شود. در شكل زير نقاط تا A را به صورت برش خورده طراحي شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصوير شماره 1 نماي پلان – برش تا A – برش - B

طرحهاي ايزومتريك

«طرح ايزومتريك عبارت است از پلان و مقطع يك صحنه با زاويه‌اي برابر با 60 درجه كه در آن هر دو مقطع (افقي و عمودي) را مي‌توان با يكديگر ديد. طرح ايزومتريك از اين جهت مفيد است كه در بسياري موارد، ساخت ماكت صحنه را غير ضروري مي‌كند.»[1]

همانطوري كه در شكل مشاهده مي‌شود طرحهاي ايزومتريك همانند يك ماكت قابليت‌هاي اطلاع رساني يك نقشه را نيز داراست و حتي كساني كه اطلاعات كمي از نقشه خواني دارند با كمي دقت مي‌توانند جزئيات صحنه رادرك كنند.

 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

تصوير شماره 2 پرسپكتيور ايزومتريك

طراحي بوسيله پرسپكتيو نقطه‌اي

خطوطي كه به فاصله دور مي‌روند اين طور به نظر مي‌رسد كه به همديگر نزديك و نزديكتر مي‌شوند، تا اينكه سرانجام در يك نقطه به هم مي‌رسند: اينكار اغلب در صحنه‌هاي واقعي اتفاق نمي‌افتد، شايد در يك جاده طولاني و يا در روي يا بين خطوط طولاني تخيلي هستند و اين خطوط كوتاه هم در حالي كه از ناظر دور مي‌شوند تمايل به نزديك شدن به همديگر را پيدا مي‌كنند. جاييكه خطوط موازي در افق ظاهراً به هم مي‌رسند، نقطه‌اي را به نام «نقطه محو» تشكيل مي‌دهند. تمام خطوطي كه با هم موازيند و از ناظر دور مي‌شوند براي خودشان روي افق نقطه محوي ‌دارند.

 

 

تصوير شماره 3 پرسپكتيو نقطه‌اي با يك نقطه محو


طراحي به وسيله پرسپكتيو موازي

طراحي اين پرسپكتيو بر اساس زاويه 30 درجه رسم مي‌گردد و خط دوم طرح نيز براساس زاويه 90 درجه طراحي مي‌گردد. در اين نوع طراحي اضلاع پرسپكتيو دو به دو با هم موازي هستند. و اگر هر يك از آن خطوط را دو به دو امتداد بدهيم، به همديگر تلاقي پيدا نمي‌كنند. اين شيوه طراحي مزيت‌هايي را دارا مي‌باشد كه عبارتند از:

1-     زاويه ديد مناسب و عدم خطاي چشم

2-     عدم عوجاج طرح در زواياي گوناگون

3-     فهم آسان طرح

4-     ديد سه بعدي و لمس زوايا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصوير شماره 4 نمايي از يك پرسپكتيو موازي

 

 

ديد‌ هوايي(چشم پرنده)

«روش طراحي ديد هوايي براي ارائه سريع پلان و مقاطع صحنه به كارگردان، كاربرد فراواني دارد. مزيت چنين روشي در اين است كه با يك نگاه مي‌تواند به ايده كلي صحنه پي ببرد.»

در اين روش مكان اشيا و اجسام و حتي فضاهاي منفي و مثبت ديده مي‌شود و براي كارگردان اين امكان را مهيا مي‌كند كه براي جا‌ي‌گيري بازيگر و غيره قبل از ساخت صحنه اقدام نمايد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصوير شماره 5 ديد هوايي (چشم پرنده) از صحنه فيلم




[1]  ترنس، سينت جان مارنر، طراحي صحنه در فيلم مهدي رحيميان، چاپ دوم، سروش، 1379، ص 42

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 18:0  توسط رضا حاجی درویش  | 

طراحي صحنه

ساختن صحنه‌ها، آرايش صحنه و متعلقات صحنه در فيلمهاي سینمایی مانند فيلمهاي تلویزیونی و تله تئاتر است. در اينجا هم دكور بايد با فضاهاي صحنه‌هاي داستان مطابقت كند. و ساختمان صحنه برحسب اعمال اشخاص بازي در فيلمنامه قابل استفاده باشد. در ساختن صحنه براي فيلمهاي سینمایی ،‌دكور، كاربری، و دوام صحنه سه عامل مهم هستند. بديهي است كه ساختمان صحنه بايد آن قدر مستحكم باشد كه در طول مدت مورد نياز فیلمبرداری دوام بياورد. و از طرفي آن چنان مستقر باشد كه كوچكترين حركتي نكند. براي ساختن صحنه دکوربايد ازمصالح و مواد ساخت مانند نئوپان (چوب فشرده)،چوب . تخته چندلا، مشمع فشرده، پارچه و يا وسايل ديگر استفاده كرد.

اگر قرار است صحنه رنگ زده شود رنگ آميزي بايد يكدست (صاف) و مات باشد. به طوري كه نور را منعكس نكند. چكيده‌هاي رنگ، نشست (افت) رنگ و اثر قلم‌مو بر روي رنگ در مواقع نورپردازی به وضوح برجسته و مشخص ديده مي‌شود.

به همين ترتيب نيز برق و درخشش نقاط پر نور حاصله از رنگهاي خيلي براق نيز آشكارا بيش از اندازه نمايان مي‌شوند. براي رنگ‌آميزي صحنه، از رنگ روغن + مات کن، رنگ لاكي‌مات و رنگهاي پلاستيكي و اكروليك نيز به خوبي مي‌توان استفاده كرد. ميزان دقت در ظريف كاريها و جزئيات نهايي صحنه‌ها و متعلقات صحنه بيشتر از تئاتر است.

 

اسباب و آكسسوار صحنه بايد بالنسبه با دوام و قابلیت جا به جایی و سبك باشد. بهتر است از به كار بردن لوازم و تزئينات صحنه مزاحم كه ممكن است دست و پاگير شود و يا از هم پاشيده شود خودداري شود. چنانچه اين نوع اسباب صحنه براي فیلم ضروري باشد. بايد تا آنجا كه امكان دارد از جا به جا كردن آنها در حين فيلم برداري خودداري كرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 10:43  توسط رضا حاجی درویش  | 

طراح صحنه كيست؟

«طراح صحنه در ساده‌ترين تعريفش خالق اصلي فضاي بصري فيلم و مسئول و ناظر ساخت و اجراي دكور و همچنين تهيه لباس بر اساس طرح‌هاي از پيش تهيه شده است. او به انتخاب شكل معماري داخلي و خارجي تمامي محل‌هاي وقوع حادثه و فيلمبرداري مي پردازد و نيز طراحي دكور، لباس‌ها و لوازم صحنه و همچنين نظارت بر ساخت و اجراي آنها را به عهده دارد و حتي در انتخاب محلهاي واقعي خارجي مورد مشورت قرار مي‌گيرد. اين تعريف ساده هر چند جامع و كامل به نظر مي‌رسد -  اما نمي‌تواند نقش حساس، ظريف و در نهايت «هنري» اين فن – هنر را به طور كامل بازگو كند، و تحليلي اصولي را از تمامي ويژگيها و عملكردهايش به دست دهد. پيش از هر چيز، هر نوع فيلم با هر زمينه، محتوا و قالبي، زبان خاص خود را مي‌طلبد و از همين رو به طراحي صحنه خاص خود نيز نياز دارد. طراح صحنه براي تبديل و در واقع بر گردان متني ادبي و مكتوب ـ كه همان فيلمنامه است - به تصوير و در نهايت به سينما، بايد شيوه‌هاي خاص خود را با هر نوع فيلم و مختصات آن منطبق كرده و سعي كند از مرحله طراحي‌هاي اوليه تا رسيدن به مرحله نهايي كار، روشي ويژه را براي خلق فضاي مناسب فيلم بيابد،‌ البته در تمام اين مراحل حساس، ضمن تحقيق مداوم بايد متن فيلمنامه، مفاهيم آشكار و نهان آن و فكرها و نظرهاي كارگردان را نيز به عنوان كليد راهنما و دستمايه اصلي در نظر داشته باشد تا از مفهوم اصلي دور نشود.»[1]

طراح صحنه همواره سعي مي‌كند طبق نظر كارگردان فيلم و يا نمايش، طراحي صحنه و لباس را انجام دهد چون مولف هر اثر در نهايت كارگردان است و طراحي‌ها و نقشه‌هاي اوليه حتما بايد به تاييد او برسد. و اين عملكرد چندين نتيجه را بدنبال دارد كه عبارتند از:

[1] - ايرج، رامين فر، طراحي فيلم، چاپ اول: دفتر پژوهشهاي فرهنگي و بنياد سينمايي فارابي، 1379، ص 18-17

1-     اطلاع كامل كارگردان از نظريات و تفكر طراح صحنه.

2-     استفاده درست وكامل از تمامي صحنه‌ها و دكورها.

3-     به بيراهه نرفتن ايده طراح صحنه در صحنه‌هاي فيلم.

4-  ارتباط طراحي صحنه در پلان‌هاي نخستين تا پلانهاي آخر كار كه بايد همواره از يك سبك مشخص برخوردار باشد مگر آنكه نوع فيلم متغيير بودن طراحي را طلب كند.

5-     فضاي طراحي شده توسط طراح صحنه بايد در خدمت فيلمنامه يا نمايشنامه باشد.

طراح صحنه و طراحي صحنه براي فيلم سينمايي

«هر فيلم سينمايي محصول تبلور استعدادها و كارخلاق تعدادي از عوامل اجراي بخش صحنه و دكور است. كارگردان هنري يا طراح صحنه فيلم، يكي از خالقان اصلي يك فيلم سينمايي محسوب مي‌شود. اعم از آنكه فيلم در داخل استوديو و يا در صحنه‌هاي خارج از استوديو فيلم برداري شود.

هر نمايي از يك فيلم سينمايي بايد با دقت صميمانه‌اي طراحي شود،‌و دست يابي به تكامل تكنيكي، همواره حاصل روزها، ماهها و يا حتي سالها تفكر و تجربه است و در اين مجموعه كارگردان هنري و مهمترين فرد محسوب مي‌شود.

طراح صحنه، بافت تصويري هر فيلم را كه عنصري مهم، اساسي‌ و تعيين كننده است خلق مي‌كند او هنرمندي است كه سبك كار خود را با هر فيلمي تطبيق مي‌دهد. او وهمكارانش خود را كاملا در اختيار حالت و احساس يك فيلم قرار مي‌دهند. اعم از آنكه فيلم كمدي، موزيكال، حادثه‌اي يا تخيلي باشد، يا آنكه يك ملودرام اجتماعي خيلي ساده.

گستره مصالح مورد  استفاده طراح صحنه و همكاران او توصيف نشدني است و وسعت ظرفيت‌هاي خلاقانه طراحي‌اش نامحدود است. هنر يك كارگردان هنري تبديل بلند پروازيهاي خيال، به عظمت ظاهرا غير ممكن، در يك چهارچوب عملي و اقتصادي است. او ناگزير است تخيلاتش را با وظيفه دشوار،‌اما جذاب متبلور ساختن و تجسم بخشيدن به فضاهاي مورد نياز هر فيلم هماهنگ سازد

در حيطه اين بازآفريني، طراح صحنه نمي‌تواند مانند يك نقاش يا نويسنده به تنهايي كار كند، او عملكردش به طور مداوم تحت تاثير فشارهاي زماني، مشكلات مالي،‌ تغيير عقيده‌ها، محدوديتهاي ساخت و اجراي فيزيكي و نقادي‌هاي خود و كارگردان قرار دارد.... طراح صحنه در خلال فيلمبرداري بطور مداوم حركات دوربين، توصيه‌ها و سفارشات كارگردان و فيلمبردار، تهيه كننده، حسابدار فيلم و گروه خودش را بررسي و مقابله مي‌كند. و به اقتضاي ويژگي كار،‌او خود را نيمي هنرمند و نيمي سياستمدار و صنعت‌گر مي‌بيند و در مواقع مختلف روز، همواره چشمهايش در جستجوي صحنه‌ها و لباسها و پيشرفت فيلم است... كارگردان هنري (طراح صحنه) هميشه مترصد است كه براي واقعيت بخشيدن به تصورات فيلمسازان از هر وسيله‌اي استفاده كند.»[2]               مايكل استرينگر

رئيس انجمن كارگردانان هنري فيلم



[1] - ايرج، رامين فر، طراحي فيلم، چاپ اول: دفتر پژوهشهاي فرهنگي و بنياد سينمايي فارابي، 1379، ص 18-17

 

 [2] سنت جان مارنر، ترنس، طراحي صحنه در فيلم، ترجمه مهدي رحيميان، تهران، سروش، انتشارات صدا و سيما. 1367، ص 8-7

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 9:14  توسط رضا حاجی درویش  | 

- فصل اول: تعاريف پارامترهاي طراحي صحنه

1-   بخش اول: طراح صحنه كيست؟

2-   بخش دوم: طراح صحنه و طراحي صحنه براي فيلم سينمايي

3-   بخش سوم: نحوه اجراي طراحي

4-   بخش چهارم‌: طراحي لباس

5-   بخش پنجم: بافت-رنگ

6-   بخش ششم: قابليت‌هاي تصويري دكور

7-   بخش هفتم: مواد مورد استفاده در دكور

بخش هشتم:‌رنگ شناسي و تاثير آن براحجام
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 20:24  توسط رضا حاجی درویش  | 

سلام من  دوست دارم که به عنوان یک طراح صحنه ولباس بتونم مطالبی رو برای دوستانم در وبلاگ بنویسم.شاید کسی بتونه از انها استفاده کنه.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 23:15  توسط رضا حاجی درویش  |