طراحی صحنه و لباس

تجربیات من

 

 


طراحي صحنه عروسكي در تئاتر 

در نمايش عروسكي يك طراح صحنه بايد يك سري اطلاعات را در كنار هم گردآوري كرده و به صورت يك جا به تماشاگر منتقل كند، اين اطلاعات عبارتند از:

1.        روان‌شناسي كودك (از لحاظ فكري و ذهني به كودك نزديك باشد و با او رابطه برقرار كند).

2.        رنگ (رنگ را از سه منظر شناسايي كند؛ شاد بودن، خالص بودن، شفافيت)

3.        صدا و موسيقي ( كه مي‌توان آن را به دو قسمت مجزا: 1- كلام 2- ملودي و ريتم تقسيم كرد)

4.        تنوع (تنوع در نوع طراحي از لحاظ اندازه، نوع عروسك و يا چيدمان انجام داد)

5.        تخيل (عناصر صور خيال و فانتزي در طراحي صحنه بايد در نظر گرفته شود)

6.   ساده‌گرايي (نيازي نيست كه صحنه عروسكي شلوغ باشد بلكه بايد در جهت فهم نمايشنامه صحنه را ساخت)

7.   كلي گرايي (همه عناصر صحنه اعم از آكسسوار و دكور بايد به صورت جز به جز به آن پرداخته شود.)

اصول كلي طراحي صحنه عروسكي

1-  تكنيك نمايش (منظور نوع عروسك و تكنيك عروسك گرداني مي‌باشد)

2-  امكانات فني سالن نمايش (اين نمايش در چه سالني بايد اجرا شود و چه امكاناتي سالن دارا مي‌باشد.)

3-  طراحي كاربردي باشد(هر چيزي كه در صحنه بكار برده مي‌شود حتما بايد مورد استفاده قرار بگيرد.)

طراحي صحنه عروسكي بر دو نوع كلي استوار است.

1-     طراحي صحنه عروسكي سيار

الف: بايد قابل حمل باشد. ب: اندازه آن كوچك ولي كاربردي باشد. ج- كم هزينه باشد.

2-     طراحي صحنه عروسكي ثابت

كه اين طراحي صحنه مستلزم وجود شرايط زير مي‌باشد:

1-     نورپردازي مناسب براي دكور

2-     موسيقي (شرايط مكاني براي استفاده از موسيقي زنده و يا ضبط شده)

3-     شكل ساختمان سالن كه خود به 3 بخش اصلي تقسيم مي‌شود:

الف: صحنه آزاد: مانند سالن مولوي، خورشيد، قشقايي

ب: صحنه قاب عكسي: مانند سالن تئاتر شهر، رودكي، آمفي تئاتر

ج: صحنه جعبه‌اي: كه صندلي آن ثابت است و سن داراي اختلاف سطح مي‌باشد.

4-     اكوستيك صوت (تا چه حد مي‌توان از صورت در اين سالن استفاده كرد)

طراحي صحنه در صحنه‌هاي آزاد چند ويژگي دارد كه به ترتيب به آنها اشاره خواهم كرد.

1-     صندلي به زمين متصل نيست و به راحتي مي‌توان جايگاه تماشاگر را نسبت به نمايش تغيير داد.

2-     عدم استفاده از لته‌هاي تو پر و بسته كه مانع ديد تماشگران نشود.

3-     استفاده از دكورهايي با ارتفاع كوتاه

4-     استفاده از اختلاف سطح‌هاي متحرك مانند پودس و پراتيكابل

5-     تنوع شكل صحنه (دايره، مربع، مستطيل، مثلث و غيره...)

اصول طراحي صحنه در نمايش

«1- ثبات: قسمت‌هاي جلويي دكور در طرفين صحنه در ايجاد ثبات وايستايي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. اين قسمتها بر روي تماشگر اثر زيادي مي‌گذارد. خصوصا به هنگامي كه بازيگران بر صحنه رها مي‌شوند و تعداد آنها افزون از پنج يا شش نفر باشد، بايد به خوبي از اين نقاط استفاده كرد.»[2]

2- تعادل: يعني تقسيم انرژي در فضاي كلي صحنه به واسطه محورهاي اصلي افقي و عمودي. «گاه يك عنصر بسيار كوچك مي‌تواند تعادل صحنه را تنظيم كند. مثلا تابلويي كم وزن مي‌تواند سنگيني يك ديوار را افزايش زيادي ببخشد و گاه  مي‌توان با افزودن يك تابلو در سمت روشن،‌دكور را متعادل ساخت. چنانچه تابلوي جانشين شده، كمي بزرگتر و يا تيره‌تر باشد، بر سنگيني آن طرف مي‌افزايد.»[3]

3-   توازن: از لحاظ وزن، حجم، سبكي و سنگيني از لحاظ بصري و جرمي.

موارد رنگ، شكل، خط، حجم و فرم كه هر يك از لحاظ وزن بصري و روانشناسي بايد مورد بررسي قرار بگيرد.

تبصره: چيدمان دو وسيله مثل ميز و صندلي كه فضاي خالي بين آن دو مربع باشد، از فضاي خالي نيز به يك حجم رسيده‌ايم.

4- تاكيد: در صحنه هيچ وقت، هيچ شيي مورد تاكيد قرار نمي‌گيرد چون مي‌تواند بقيه لوازم را تحت شعاع قرار دهد. مثلا شمشير براق در يك صحنه كهنه و كدر.

تبصره «تاكيد گذاري: استثنا در تاكيد است به اين معنا كه در طراحهاي گوناگون معمولا تنها بر يك عنصر طرح تاكيد مي‌گذارند و بقيه طرح را تحت الشعاع آن قرار مي‌دهند اين كار محاسن بي شماري به همراه دارد و از بسياري مشكلات جلوگيري مي‌كند اما در طراحي صحنه كمتر به چنين تاكيد گذاريهايي نياز مي‌شود... هر دكوري كه براي جلب توجه، قصد رقابت با بازيگر را داشته باشد، بي‌ارزش شمرده مي‌شود.»[4]

5-عناصر طرح:

1-نقطه                                                5- درجه رنگ

2-خط                                             6- خلوص رنگ

3-شكل                                            7- ارزش رنگ

4-حجم و وزن                                  8- تضاد و هماهنگي رنگها

6- قانون وحدت و تنوع در شكل و رنگ

«معمولا تنوع در شكل و رنگ باعث تشتت طرح مي‌شود، ولي وحدت آنها طرح را از شلوغي و پراكندگي نجات مي‌بخشد، نمي‌بايستي از وحدت و تنوع به يك اندازه استفاده كرد، بلكه بايد هر كدام را تا آنجا كه لازم است و طرح طلب مي‌كند، به كار گرفت. اگر چه اين دو با يكديگر سازگاري ندارند، گاهي اوقات مي‌توان يكي (وحدت يا تنوع) را مثلا در شكل و ديگري را در رنگ گسترش داد.»[5]

7- قانون الاكلنگ:

«استفاده از قرينه سهلترين روش به دست آوردن تركيب متعادل است. بدين گونه كه يك طرف صحنه آينه طرف ديگر مي‌شود. تنها برخي از صحنه‌ها نياز به قرينه‌سازي دارد.

عنصري فرضي در صحنه وجود دارد كه به عنوان تعادل دهنده پنهان عمل مي‌كند. اين عنصر مانند يك الاكلنگ كار مي‌كند. يك شي سبك را در يك طرف صحنه بر روي پايانه يك سوي اين الاكلنگ فرضي در نظر بگيريد و سپس آن را با يك عنصر سنگين ديگر در طرف ديگر صحنه متعادل سازيد.»[6]

عناصر بصري:

1- نقطه: «سادهترين عنصري بصري است كه در علم رياضي از برخورد دو خط، نقطه به وجود مي‌آيد. و يا مي‌توان آن را اثر هر گونه وسيله اثر گذار مانند مداد و گچ بر روي كاغذ و تخته وغيره دانست. اثري كه هيچ گونه شكل و فرم ندارد، نه پهنا دارد و نه درازا، نوك سوزن، ماه، خورشيد و ستارگان در آسمان نيز همگي نقطه‌اند، خلاصه هر چه در طبيعت به صورت يك لكه به نظر آيد، يك نقطه است.»[7]

2- خط: «خط مهمترين عنصر در طراحي است. آن نيز مانند نقطه در تعريف هندسي عرض و ضخامت ندارد ولي ما هر چيزي را كه مانند يك رشته باريك تصوير شود خط مي‌ناميم، حركت يك وسيله طراحي مانند مداد و قلم و غيره مي‌تواند خط را ايجاد كند، خط در واقع تصويري است كه براي ديدن چشم ما در يك جهت حركت مي‌كند. امتداد حركت هر چيز را مي‌توان خط شمرد.»[8]

انواع خط و تاثيرات رواني آنها

«واكنش چشم و مغز انسان نسبت به خط، يك واكنش غريزي است، مثل واكنشي كه از لمس زبري و نرمي، ديدن سفيدي و سياهي و يا چشيدن شوري و شيريني داريم، خط مي‌تواند تاثيرات متضادي در ما ايجاد كند كه ناشي از خاصيت رواني – بصري خط مي‌باشد.

الف: خط عمودي: خطي است نيرومند و فعال كه نمايشگر تعادل، ايستايي، صراحت، دوام و ارتفاع است.

ب: خط افقي: خطي است آرام و بي‌هيجان كه عدم فعاليت و وسعت را القاء مي‌كند.

ج:‌خط كج (مايل): عمودي است كه تعادل خود را از دست داده و خطي است عصبي، مهيج، بي‌ثبات و نشاندهنده سقوط.

د: خط زاويه‌دار: خطي كه مسير گردشش در زمانهاي مختلف تغيير كرده و نشان دهنده حركت، سرعت و هيجان است.

هـ : خط دندانه‌دار (شكسته): از تكرار يكنواخت و يا ناهماهنگ خط زاويه‌دار پديد آمده و نمايشگر خشونت و عصبانيت است.

و: خط منحني: بخشي از يك دايره است. خطي است نرم و لغزنده، بدون خطر، آرامش دهند، موزون و با وقار، نوسانات خطوط منحني را روي تپه‌هاي شني مي‌توان مشاهده كرد.

ز: خط مواج: خطي است كه از تكرار نامنظم منحني پديد مي‌آيد و احساس آرامش، لغزنده بودن و نرمي را القاء كرده و با تغيير فرم آن، حركت به وجود مي‌آيد.

ح: خط مارپيچ: تكرار منحني‌هاست كه گرديك محور مي‌چرخند و احساس حركت و در خود چرخيدن را القاء مي‌كنند.

پهن يا نازك بودن خط نيز در تاثير رواني و بصري آن سهم بسزايي دارد. تغيير ضخامت خطها بر تاثير تجسمي آنها مي‌افزايد.»[9]

3- سطح: پس از نقطه و خط، سومين عنصر مي‌باشد. (شكل دو بعدي) اگر خطوط در يك صفحه حركت كنند القاء كننده سطح هستند. حتي اگر نقطه‌ها هم در يك صفحه متراكم شوند سطح را مي‌نمايانند.

4- حجم: شكلي سه بعدي است كه داراي طول و عرض و عمق باشد، در طبيعت ما حجم را به صورتهاي گوناگون مي‌بينيم حجم يك قوطي كبريت، حجم يك ليوان، حجم يك تخته سنگ و ....

5- بافت: عنصري است كه با لمس كردن اشياء براحتي مشخص مي‌شود ولي گاهي تنها با ديدن نيز احساس مي‌شود. شما به راحتي مي‌توانيد تفاوت بافت سطح خشن يك آجر را از بافت صاف و براق پوست يك سيب تشخيص بدهيد، بدون آنكه آنها را با دست لمس كنيد.

5- ريتم: «ريتم يا آهنگ عبارتست از تكرار با قاعده عناصر يا اجزايي از يك حركت يا فعل در جريان يا نظاير آن مانند ريتم ضربان قلب، ريتم سخن گفتن يا ريتم حركت پاندول ساعت و غيره. ريتم با زمان رابطه دارد اما در مورد ديدن (ارتباط بصري) هم مستلزم صرف وقت است و از ديدگاه ناظر اگر به نحوي موزون و ريتميك باشد، خوشايندتر است. در مباني هنرهاي تجسمي هر گاه يك يا چند عنصر بصري بطور يكسان تكرار شوند، ريتم به وجود مي‌آيد.»[10]

انواع ريتم:‌ الف – ريتم تكراري: تكرار يك شكل، رنگ يا خط معين، ريتمي را به وجود مي‌آورد كه مي‌تواند جلب توجه كند مانند رژه رفتن سربازان.

ب – ريتم متناوب: در هنرهاي بصري هنرمند براي اينكه به نحوي از كيفيت آرامش بخش ريتم استفاده كند و در عين حال باعث خستگي نشود، از تكرار همراه با تنوع استفاده مي‌كند. در تكرار تنوع ايجاد مي‌شود.

ج – ريتم تصاعدي: همراه با يك تغيير است. در اين نوع ريتم با عنصر قبل و بعد از خود رابطه و تناسب دارد كه در مجموع يك ريتم يكساني را القاء مي‌كند. اين نوع ريتم احساس حركت را نيز به وجود مي‌آورد.

د- ريتم پيوسته: ريتمي است كه در آن اجزاء تشكيل دهنده به نحوي آرام و ملايم به يكديگر متصل شده باشند، مانند حركت موج دريا.

6- حركت : ساده‌ترين تعريف حركت تغيير مكان يا تغيير موقعيت است. در زندگي هر موجود زنده‌اي به نحوي از انحاء حركت مي‌كند. حركت يك از بارزترين جنبه‌هاي حيات است.

در هنرهاي بصري عنصر حركت از ارزش بصري زيادي برخوردار است. خود وجود ريتم در هر يك از عناصر بصري مي‌تواند احساسي از يك حركت را بيننده منتقل كند. (حضور ريتم نشان دهنده وجود حركت است.) 



[1]  ترنس، سينت جان مارنر، طراحي صحنه در فيلم مهدي رحيميان، چاپ دوم، سروش، 1379، ص 42

 

[2]  هنينگ، نلمز، مباني دكور و صحنه‌آرايي، شيدا شهراميان - محسن صانعي، چاپ اول، نمايش، تهران، 1382،
ص 171.

[4]  هننيگ، نلمز، مباني دكور و صحنه آرايي، شيدا شهراميان- محسن صانعي، چاپ اول، نمايش، ‌تهران، 1382، ص174

[5]  هننيگ، نلمز، مباني دكور و صحنه آرايي، شيدا شهراميان- محسن صانعي، چاپ اول، نمايش، ‌تهران، 1382،
ص 192

[6]  همان، ص 173.

[7]  عليرضا، كوچكي، دروس اختصاصي كنكور هنر، جلد دوم،‌نورين سپاهان، اصفهان، 1374، ص 3

[8]  همان، ص 5

[9]  عليرضا، كوچكي، دروس اختصاصي كنكور هنر، جلد دوم، چاپ هفتم،نورين سپاهان، اصفهان، 1374، ص7-6

 [10] عليرضا، كوچكي، دروس اختصاصي كنكور هنر، جلد دوم،چاپ هفتم، ‌نورين سپاهان، اصفهان، 1374، ص 21

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 23:5  توسط رضا حاجی درویش  | 

نحوه اجراي طراحي

طراحي بوسيله پلان

براي طراحي پلان از يك مكان حقيقي و يا مجازي ابتدا پلاني را با زاويه 45 درجه روي كاغذ طراحي رسم مي‌كنيم و مقاطع لازم رابه دست مي‌آوريم.

در اين شيوه طراحي نقاط و چهارچوب اصلي مشخص مي‌شود و در مرحله بعد جزئيات را به آن اضافه مي‌كنيم. مثلا تعداد پله، ميز، پنجره و يا حتي جهت باز شدن درب ورودي، در نماي پلان مختصات اصلي و خطوط برش مي‌تواند مشخص شود. در شكل زير نقاط تا A را به صورت برش خورده طراحي شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصوير شماره 1 نماي پلان – برش تا A – برش - B

طرحهاي ايزومتريك

«طرح ايزومتريك عبارت است از پلان و مقطع يك صحنه با زاويه‌اي برابر با 60 درجه كه در آن هر دو مقطع (افقي و عمودي) را مي‌توان با يكديگر ديد. طرح ايزومتريك از اين جهت مفيد است كه در بسياري موارد، ساخت ماكت صحنه را غير ضروري مي‌كند.»[1]

همانطوري كه در شكل مشاهده مي‌شود طرحهاي ايزومتريك همانند يك ماكت قابليت‌هاي اطلاع رساني يك نقشه را نيز داراست و حتي كساني كه اطلاعات كمي از نقشه خواني دارند با كمي دقت مي‌توانند جزئيات صحنه رادرك كنند.

 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

تصوير شماره 2 پرسپكتيور ايزومتريك

طراحي بوسيله پرسپكتيو نقطه‌اي

خطوطي كه به فاصله دور مي‌روند اين طور به نظر مي‌رسد كه به همديگر نزديك و نزديكتر مي‌شوند، تا اينكه سرانجام در يك نقطه به هم مي‌رسند: اينكار اغلب در صحنه‌هاي واقعي اتفاق نمي‌افتد، شايد در يك جاده طولاني و يا در روي يا بين خطوط طولاني تخيلي هستند و اين خطوط كوتاه هم در حالي كه از ناظر دور مي‌شوند تمايل به نزديك شدن به همديگر را پيدا مي‌كنند. جاييكه خطوط موازي در افق ظاهراً به هم مي‌رسند، نقطه‌اي را به نام «نقطه محو» تشكيل مي‌دهند. تمام خطوطي كه با هم موازيند و از ناظر دور مي‌شوند براي خودشان روي افق نقطه محوي ‌دارند.

 

 

تصوير شماره 3 پرسپكتيو نقطه‌اي با يك نقطه محو


طراحي به وسيله پرسپكتيو موازي

طراحي اين پرسپكتيو بر اساس زاويه 30 درجه رسم مي‌گردد و خط دوم طرح نيز براساس زاويه 90 درجه طراحي مي‌گردد. در اين نوع طراحي اضلاع پرسپكتيو دو به دو با هم موازي هستند. و اگر هر يك از آن خطوط را دو به دو امتداد بدهيم، به همديگر تلاقي پيدا نمي‌كنند. اين شيوه طراحي مزيت‌هايي را دارا مي‌باشد كه عبارتند از:

1-     زاويه ديد مناسب و عدم خطاي چشم

2-     عدم عوجاج طرح در زواياي گوناگون

3-     فهم آسان طرح

4-     ديد سه بعدي و لمس زوايا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصوير شماره 4 نمايي از يك پرسپكتيو موازي

 

 

ديد‌ هوايي(چشم پرنده)

«روش طراحي ديد هوايي براي ارائه سريع پلان و مقاطع صحنه به كارگردان، كاربرد فراواني دارد. مزيت چنين روشي در اين است كه با يك نگاه مي‌تواند به ايده كلي صحنه پي ببرد.»

در اين روش مكان اشيا و اجسام و حتي فضاهاي منفي و مثبت ديده مي‌شود و براي كارگردان اين امكان را مهيا مي‌كند كه براي جا‌ي‌گيري بازيگر و غيره قبل از ساخت صحنه اقدام نمايد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصوير شماره 5 ديد هوايي (چشم پرنده) از صحنه فيلم




[1]  ترنس، سينت جان مارنر، طراحي صحنه در فيلم مهدي رحيميان، چاپ دوم، سروش، 1379، ص 42

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 18:0  توسط رضا حاجی درویش  | 

طراحي صحنه

ساختن صحنه‌ها، آرايش صحنه و متعلقات صحنه در فيلمهاي سینمایی مانند فيلمهاي تلویزیونی و تله تئاتر است. در اينجا هم دكور بايد با فضاهاي صحنه‌هاي داستان مطابقت كند. و ساختمان صحنه برحسب اعمال اشخاص بازي در فيلمنامه قابل استفاده باشد. در ساختن صحنه براي فيلمهاي سینمایی ،‌دكور، كاربری، و دوام صحنه سه عامل مهم هستند. بديهي است كه ساختمان صحنه بايد آن قدر مستحكم باشد كه در طول مدت مورد نياز فیلمبرداری دوام بياورد. و از طرفي آن چنان مستقر باشد كه كوچكترين حركتي نكند. براي ساختن صحنه دکوربايد ازمصالح و مواد ساخت مانند نئوپان (چوب فشرده)،چوب . تخته چندلا، مشمع فشرده، پارچه و يا وسايل ديگر استفاده كرد.

اگر قرار است صحنه رنگ زده شود رنگ آميزي بايد يكدست (صاف) و مات باشد. به طوري كه نور را منعكس نكند. چكيده‌هاي رنگ، نشست (افت) رنگ و اثر قلم‌مو بر روي رنگ در مواقع نورپردازی به وضوح برجسته و مشخص ديده مي‌شود.

به همين ترتيب نيز برق و درخشش نقاط پر نور حاصله از رنگهاي خيلي براق نيز آشكارا بيش از اندازه نمايان مي‌شوند. براي رنگ‌آميزي صحنه، از رنگ روغن + مات کن، رنگ لاكي‌مات و رنگهاي پلاستيكي و اكروليك نيز به خوبي مي‌توان استفاده كرد. ميزان دقت در ظريف كاريها و جزئيات نهايي صحنه‌ها و متعلقات صحنه بيشتر از تئاتر است.

 

اسباب و آكسسوار صحنه بايد بالنسبه با دوام و قابلیت جا به جایی و سبك باشد. بهتر است از به كار بردن لوازم و تزئينات صحنه مزاحم كه ممكن است دست و پاگير شود و يا از هم پاشيده شود خودداري شود. چنانچه اين نوع اسباب صحنه براي فیلم ضروري باشد. بايد تا آنجا كه امكان دارد از جا به جا كردن آنها در حين فيلم برداري خودداري كرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 10:43  توسط رضا حاجی درویش  | 

طراح صحنه كيست؟

«طراح صحنه در ساده‌ترين تعريفش خالق اصلي فضاي بصري فيلم و مسئول و ناظر ساخت و اجراي دكور و همچنين تهيه لباس بر اساس طرح‌هاي از پيش تهيه شده است. او به انتخاب شكل معماري داخلي و خارجي تمامي محل‌هاي وقوع حادثه و فيلمبرداري مي پردازد و نيز طراحي دكور، لباس‌ها و لوازم صحنه و همچنين نظارت بر ساخت و اجراي آنها را به عهده دارد و حتي در انتخاب محلهاي واقعي خارجي مورد مشورت قرار مي‌گيرد. اين تعريف ساده هر چند جامع و كامل به نظر مي‌رسد -  اما نمي‌تواند نقش حساس، ظريف و در نهايت «هنري» اين فن – هنر را به طور كامل بازگو كند، و تحليلي اصولي را از تمامي ويژگيها و عملكردهايش به دست دهد. پيش از هر چيز، هر نوع فيلم با هر زمينه، محتوا و قالبي، زبان خاص خود را مي‌طلبد و از همين رو به طراحي صحنه خاص خود نيز نياز دارد. طراح صحنه براي تبديل و در واقع بر گردان متني ادبي و مكتوب ـ كه همان فيلمنامه است - به تصوير و در نهايت به سينما، بايد شيوه‌هاي خاص خود را با هر نوع فيلم و مختصات آن منطبق كرده و سعي كند از مرحله طراحي‌هاي اوليه تا رسيدن به مرحله نهايي كار، روشي ويژه را براي خلق فضاي مناسب فيلم بيابد،‌ البته در تمام اين مراحل حساس، ضمن تحقيق مداوم بايد متن فيلمنامه، مفاهيم آشكار و نهان آن و فكرها و نظرهاي كارگردان را نيز به عنوان كليد راهنما و دستمايه اصلي در نظر داشته باشد تا از مفهوم اصلي دور نشود.»[1]

طراح صحنه همواره سعي مي‌كند طبق نظر كارگردان فيلم و يا نمايش، طراحي صحنه و لباس را انجام دهد چون مولف هر اثر در نهايت كارگردان است و طراحي‌ها و نقشه‌هاي اوليه حتما بايد به تاييد او برسد. و اين عملكرد چندين نتيجه را بدنبال دارد كه عبارتند از:

[1] - ايرج، رامين فر، طراحي فيلم، چاپ اول: دفتر پژوهشهاي فرهنگي و بنياد سينمايي فارابي، 1379، ص 18-17

1-     اطلاع كامل كارگردان از نظريات و تفكر طراح صحنه.

2-     استفاده درست وكامل از تمامي صحنه‌ها و دكورها.

3-     به بيراهه نرفتن ايده طراح صحنه در صحنه‌هاي فيلم.

4-  ارتباط طراحي صحنه در پلان‌هاي نخستين تا پلانهاي آخر كار كه بايد همواره از يك سبك مشخص برخوردار باشد مگر آنكه نوع فيلم متغيير بودن طراحي را طلب كند.

5-     فضاي طراحي شده توسط طراح صحنه بايد در خدمت فيلمنامه يا نمايشنامه باشد.

طراح صحنه و طراحي صحنه براي فيلم سينمايي

«هر فيلم سينمايي محصول تبلور استعدادها و كارخلاق تعدادي از عوامل اجراي بخش صحنه و دكور است. كارگردان هنري يا طراح صحنه فيلم، يكي از خالقان اصلي يك فيلم سينمايي محسوب مي‌شود. اعم از آنكه فيلم در داخل استوديو و يا در صحنه‌هاي خارج از استوديو فيلم برداري شود.

هر نمايي از يك فيلم سينمايي بايد با دقت صميمانه‌اي طراحي شود،‌و دست يابي به تكامل تكنيكي، همواره حاصل روزها، ماهها و يا حتي سالها تفكر و تجربه است و در اين مجموعه كارگردان هنري و مهمترين فرد محسوب مي‌شود.

طراح صحنه، بافت تصويري هر فيلم را كه عنصري مهم، اساسي‌ و تعيين كننده است خلق مي‌كند او هنرمندي است كه سبك كار خود را با هر فيلمي تطبيق مي‌دهد. او وهمكارانش خود را كاملا در اختيار حالت و احساس يك فيلم قرار مي‌دهند. اعم از آنكه فيلم كمدي، موزيكال، حادثه‌اي يا تخيلي باشد، يا آنكه يك ملودرام اجتماعي خيلي ساده.

گستره مصالح مورد  استفاده طراح صحنه و همكاران او توصيف نشدني است و وسعت ظرفيت‌هاي خلاقانه طراحي‌اش نامحدود است. هنر يك كارگردان هنري تبديل بلند پروازيهاي خيال، به عظمت ظاهرا غير ممكن، در يك چهارچوب عملي و اقتصادي است. او ناگزير است تخيلاتش را با وظيفه دشوار،‌اما جذاب متبلور ساختن و تجسم بخشيدن به فضاهاي مورد نياز هر فيلم هماهنگ سازد

در حيطه اين بازآفريني، طراح صحنه نمي‌تواند مانند يك نقاش يا نويسنده به تنهايي كار كند، او عملكردش به طور مداوم تحت تاثير فشارهاي زماني، مشكلات مالي،‌ تغيير عقيده‌ها، محدوديتهاي ساخت و اجراي فيزيكي و نقادي‌هاي خود و كارگردان قرار دارد.... طراح صحنه در خلال فيلمبرداري بطور مداوم حركات دوربين، توصيه‌ها و سفارشات كارگردان و فيلمبردار، تهيه كننده، حسابدار فيلم و گروه خودش را بررسي و مقابله مي‌كند. و به اقتضاي ويژگي كار،‌او خود را نيمي هنرمند و نيمي سياستمدار و صنعت‌گر مي‌بيند و در مواقع مختلف روز، همواره چشمهايش در جستجوي صحنه‌ها و لباسها و پيشرفت فيلم است... كارگردان هنري (طراح صحنه) هميشه مترصد است كه براي واقعيت بخشيدن به تصورات فيلمسازان از هر وسيله‌اي استفاده كند.»[2]               مايكل استرينگر

رئيس انجمن كارگردانان هنري فيلم



[1] - ايرج، رامين فر، طراحي فيلم، چاپ اول: دفتر پژوهشهاي فرهنگي و بنياد سينمايي فارابي، 1379، ص 18-17

 

 [2] سنت جان مارنر، ترنس، طراحي صحنه در فيلم، ترجمه مهدي رحيميان، تهران، سروش، انتشارات صدا و سيما. 1367، ص 8-7

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 9:14  توسط رضا حاجی درویش  | 

- فصل اول: تعاريف پارامترهاي طراحي صحنه

1-   بخش اول: طراح صحنه كيست؟

2-   بخش دوم: طراح صحنه و طراحي صحنه براي فيلم سينمايي

3-   بخش سوم: نحوه اجراي طراحي

4-   بخش چهارم‌: طراحي لباس

5-   بخش پنجم: بافت-رنگ

6-   بخش ششم: قابليت‌هاي تصويري دكور

7-   بخش هفتم: مواد مورد استفاده در دكور

بخش هشتم:‌رنگ شناسي و تاثير آن براحجام
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 20:24  توسط رضا حاجی درویش  | 

سلام من  دوست دارم که به عنوان یک طراح صحنه ولباس بتونم مطالبی رو برای دوستانم در وبلاگ بنویسم.شاید کسی بتونه از انها استفاده کنه.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1388ساعت 23:15  توسط رضا حاجی درویش  |